شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic
 

شنبه 29 شهریور 1399
ن : مادر جوانرودی نظرات

سکانس اول ...

کلمات کلیدی : سکانس اول , 50 تومنی از نزدیک , دانشگاه تهران , به امید لذت از هدف , دانشگاه تهرانی ها , مادر جوانرودی , جوانرود ,


از وقتی اومدم تهران و ساکن تهران شدم رویای

قبولی ارشد در  دانشگاه تهران رو داشتم

گاهی با عزم جزم  شروع میکردم به خوندن ....

و بعد مدتی  سرد میشدم .  اون موقع وقتی به سن

کم پسرم نگاه میکردم  و اینکه اینجا کس نزدیکی

  رو نداشتم که  ازم حمایت کنه   دلیلی میشد برای

بیخیلال شدنم که مگه با بچه ی کوچیک میشه درس خوند


 تا دو سال پیش   که  داداشم ارشد دانشگاه علامه  طبا طبایی

قبول شده بود و هر هفته دو شنبه و سه شنبه میومد تهران و

خونه ی ماهم میومد و خیلی خیلی تشویقم میکرد که

درس بخونم و ادامه تحصیل بدم و از این رکود ذهنی  و

پس رفت تحصیلی که داشتم  دربیام ... خیلی باهام حرف میزد

 تا اینکه

بالاخره پارسال تصمیم جدی خودم رو گرفتم  برای خرید منابع

کنکور کارشناسی ارشد، به خیابان انقلاب رفتم و تهیه شون

کردم و از دوست قدیمی ام که همسرش تو همون رشته ای

که من میخواستم شرکت کنم ، رتبه ش 4 و دانشجوی دانشگاه

تهران بود  ، کمک گرفتم . 

گفتم با هر قیمتی شده باید شروع کنم به درس خوندن ،

خیلی از دوستانم میگفتن اینکار رو نکن با چه امیدی

میخوای درس بخونی ...

آخه  با دو بچه  تو شهر غریب نمیتونی . ...

و خیلی از حرف و حدیث های دیگه ...

اما هیچ کدوم از اون حرف ها روم تاثیر نداشت . تصمیم خودم رو

گرفته بودم  باید قدم ها رو برمیداشتم  اراده ام آهنین بود ...

خلاصه شروع کردم... تایم درس خوندم  بیشتر بعد از نماز صبح بود ،

چون تو اون تایم بچه ها خواب بودن و تا ساعت 9 بیدار نمیشدن  ،

بعد از بیدار شدن بچه ها دیگه درس خوندم تعطیل میشد

مجبور بودم و باید به کارهای خونه و  و رومرگی ها و صبحونه و

نهار بچه ها میرسیدم  تا ساعت 2 بعد الظهر که دوباره میرفتم

سر درس و مشق اما اینبار خسته و کم رمق ، ولی چون شوق

خوندن داشتم با ااشتیاق میخوندم تا اونجا که میتونستم میخوندم و

گاهی خواب بر چشمام غلبه میکرد  و سر کتاب هام به خواب

میرفتم  ....

نزدیک هشت ماه این شد روال زندگی من  و

همه ی کارهای متفرقه و تفریحاتی  که قبلا انجام میدادم رو

گذاشتم کنار 

و تو اون هشت ماه فقط فقط بچه ها و کارهای خونه و

درس خوندن و درس خوندن  درس خوندن  ...

خیلی وقتا با خودم  میگفتم یعنی میشه ؟

من میتونم برم  دانشگاه تهران !!؟

 یا هیچی و خوندنم  بی نتیجه میمونه ...
 
تا یه ماه پیش ....که جواب کنکورم اومد و فهمیدم رتبه م تک رقمی

شده

و امیدم و تلاشم و بیشتر از همه ی اینها جسارتم  باعث شد

که  هی نزدیک و نزیک تر بشم  به هدفم

و خودم رو نزدیک کنم به آرزو هام ....

الان منتظر جواب نهایی انتخاب رشته م هستم 

همش تو خوف و رجام  که بالاخره چی میشه ،

از آینده چیزی نمی دونم ، اما اینو میدونم  که

اونی که تا حالا پشتم بوده و منو به اینجا رسونده  تا تهش

باهامه ، فقط کاش که منم جا نزنم  و تا تهش  همه سختی ها رو 

به جون بخرم  و ادامه بدم...




دوشنبه 24 شهریور 1399
ن : مادر جوانرودی نظرات

نویژ

کلمات کلیدی : نویژ , کورد , جوانرود , مادر جوانرودی ,



            ته نها  هه ستان و دانیشتین  نیه

                         به لکو

دانانی  خه مه کان و   به رز بوو نه وه ی  خوشیه کانه


یکشنبه 26 مرداد 1399
ن : مادر جوانرودی نظرات

عظمت انسان !!!

کلمات کلیدی : جمله های ناب , مطلبی کتاب زوربای یونانی , عظمت انسان , کورد , جوانرود ,



نه  هفت طبقه آسمان و نه هفت طبقه ی زمین  برای جا دادن 

خداوند کافی نیست ،ولی قلب انسان  به تنهایی  می تواند  او

را در خود جای دهد .  پس آلکسیس ،  خیلی مواظب باش

تا هیچ گاه  دل کسی را نشکنی !


 بخشی از کتاب
زوربای - یونانی
نیکوس کازانتزاکیس


دوشنبه 20 مرداد 1399
ن : مادر جوانرودی نظرات

سلام ی چو بوی خوش آشنایی

کلمات کلیدی : سلام دوستانه , کارشناسی ارشد , مادر جوانرودی , جوانرود , کردهای مقیم تهران ,


  سلام ضدوستان خوبم  حالتون خوبه و خوش و خرم و سرحالید

بعد مدت ها  دوباره  برگشتم . خدا رو شکر جمعه ی هفته ی

قبل  در مورخه 17 مرداد  99 آزمون کارشناسی   ارشد رو هم

شرکت کردیم و این پروژه هم به پایان رسید .  هر چند خیلی

راضی نبودم و آزمون رو  اون طور که من انتظار داشتم

، نشد ... ولی دیگه توکل بر خدا  .... اللهی که هر چی خیره

همون  پیش بیاد .

 خداییش این مدت دلم خیلی واسه وبم تنگ شده بود

به هر حال سعی میکنم از این به بعد بیشتر  به وبم بیام

و جبران این مدت که کوتاهی کرده بودم رو  بکنم 





چهارشنبه 6 فروردین 1399
ن : مادر جوانرودی نظرات

خداوندا ....

کلمات کلیدی : سال نو مبارک , آرزو , دعای زیبا , دغدغه ی کنکور , جوانرود , تهران , کرونا ,


  
مرا در زیرسایه ی خودت ، آن روز که جز سایه ی تو

سایه ای نیست  قرار ده

مرا ازجام کوثر پیامبرت  محمد  صل الله علیه وآله و سلم

سیراب کن  به شربتی  که گوارا  است

و بعد ازآن هیچ  تشنگی  نداشته باشم

ای صاحب بزرگواری وکرامت !!!

.........................

سلام دوستان خوبم  .عید تون مبارک

صد سال به این سال ها

الهی که سالی پر از خیر و برکت و فراوانی باشه براتون

الهی که همه مون عاقبت بخیر بشیم

امسال واسه کنکور  کارشناسی  ارشد ثبت نام کردم ، مشغول

درس خوندم ... خیلی کم وقت میکنم به وبم سر بزنم

الان وقتم پر  پره . ..........کار خونه ، پخت و پز  و بچه داری....آخر

سر هم اگر وقت گیرم بیاد میام سر درس و کتاب .

دیگه ان شالله که قبول بشم و خبر قبولی ایم رو بذارم  تو وبلاگم  .


انشالله که تواین سال جدید  این خبر خوش قبولی ارشد رو بهم بدن .


اللهی که شما هم هر آرزویی دارین رو امسال بهش برسین .....


البته به لطف کرونا  کنکور ارشد افتاده 22 خرداد

. الان حدود 2 ماهی وقت دارم .

سعی میکنم اگه  فرصت کردم  دوباره بیام و مطلب بزارم .

به امید موفقیت





چهارشنبه 8 آبان 1398
ن : مادر جوانرودی نظرات

چقدر خوب شد زن شدیم ...

کلمات کلیدی : زن , زن یعنی زندگی , چه خوب شد که زن شدیم , جوانرود , زن کرد ,


چقدر  خوب شد زن شدیم ...

کمد و اتاقمان را به هم می ریزیم  و همه چیز را از اول

سر جایش مرتب  می گذاریم

 آن  وقت فکر میکنیم آماده ایم  برای  گرفتن تصمیمات بزرگ 

 وسط غم بادهای  روزانه  شروع میکنیم به شستن  ظرف ها

و بازی کردن  با کف  روی سینک ظرف شویی ،

  تمام غم هایمان  را همراه  سرامیک ها  آشپزخانه   می ساییم

و می ساییم و  با قدرت  تر می ساییم .

 جارو را محکم تر روی فرش  میکشیم و فکر میکنیم  تمام خوره های

فکرمان  از لوله جارو بالا می رود .

  دست به ساختن می زنیم

  شیرینی و کیک و غذاهای عجیب و عجیب میپزیم

و از خلق کردن هایمان  حس بهتری میگیریم .

 می نشینیم  برای مرتب کردن  فکرهایمان  رج به رج  کامواها

را  همراه فکرها می بافیم !

دکور خانه  را عوض میکنیم و تنهایی با کشیدن مبل ها  خودمان

را از نفس می اندازیم و فکر میکنیم چه انتقامی ! 

 بعد به جان خودمان  و صورتمان و دستهای مان  می افتیم .

 داشتم  فکر میکردم  چه خوب است  به جز  پیاده رفتن  و

سیگار  کشیدن های معمول مردها ، ما کارهای متنوع تری

  داریم برای مقابله با مشکلات .

 چقدر خوب شد که رن شدیم

واقعا چقدر خوب شد !  و گرنه فقط باید یا پیاده روی میکردیم یا ...


ولی اینجوری میافتیم  به جون  درو دیوارو  و آشپزخونه و غذا

و لباس و سر و صورت و گل و بلبل






دوشنبه 29 مهر 1398
ن : مادر جوانرودی نظرات

من عاشق امروزم ...

کلمات کلیدی : امروزتان زیبا , همین حالا , همین لحظه , آرامش , زندگی , مادرانه ی یک زن کورد , جوانرود ,


من عاشق امروزم ... دیروز را که  نمیتوانم جان دوباره بخشم .

 رفت که رفت ... اما امیدی هست .

 از دیروزم درس میگیرم ،

تا امروزم را بسازم ،

من عاشق امروزم ... امروز

 همین حالا ،

 این لحظه ، نمیگذارم فردا نگرانم کند

 شاید هیچ وقت فردایی نداشته باشم .

 من عاشق امروزم

 بهترین هدیه ی خداوند...

امروز بهترین لباسم را میپوشم 

 بهترین عطرم را میزنم

 عزیزانم را به آغوش میکشم :

 تا فرصت دارم ،

 هر چه دوستت دارم نگفته دارم ، خرج میکنم ،

من عاشق امروزم  چقدر کار برای امروز دارم ،

باید امروزم را زندگی کنم...

امروزتان زیبا




پنجشنبه 10 مرداد 1398
ن : مادر جوانرودی نظرات

نو مینه ی حاجیان ( ده ی نخست ذوالحجه )

کلمات کلیدی : حج , تلاوت قرآن , ذوالحجه , یوم عرفه , دهه ذوالحجه , جوانرود , اهل سنت . جوانرود ,


کسی که در ماه رمضان ، بعد از نماز عصر  می نشست و

یک جزء از قرآن را  قرائت می کرد ، نشستن در این روزها

مهمتر و اولی تر ،

کسی که نسبت به ذکر در ماه رمضان  حریص بود ، ذکر کردن

در این روزها  اولی تر و مهم تر  است . کسانی که در ماه رمضان

  صدقه می دادند ،  صدقه دادن  در این روزها  اولی تر  است .

کسانی که به ادای نماز چاشت ( ضحی) در ماه رمضان  حریص بودند

، ادای نماز  ضحی در این روزها  بهتر و اولی تر  است .

هیچ روزهایی نیست که عمل صالح در آن نزد خدا  از این روزها

  محبوب تر باشد  گفته شد : حتی جهاد در راه الله  . 

رسول الله صل الله علیه و آله و سلم  گفت :  حتی جهاد در راه  الله

  مگر شخصی که با مال و جان خود  به جهاد برود

سپس با هیچ کدام  از آن باز نگردد  به الله سوگند ، به الله سوگند

  بهترین روزهای سال  همین ده روز نخست  ذوالحجه است .

خداوند از ما و شما قبول کند .

دکتر عریفی


شنبه 4 خرداد 1398
ن : مادر جوانرودی نظرات

از بزرگترین ثروت های زندگیم ...

کلمات کلیدی : مادرم حاجی صاحب حسینی , جوانرود ,


  بزرگترین ثروت زندگیم رو موقع خروج از خونه

متوجه شدم،

نه مساحت خونه بود، نه مدل ماشین،


دوتا دست مادرم بود که پشت سرم رو به آسمون

دعام می کرد....






شنبه 28 اردیبهشت 1398
ن : مادر جوانرودی نظرات

یک دوست با وفا.....

کلمات کلیدی : یک دوست قدیمی و باوفا , دل نوشته , جوانرود , مادر جوانرودی ,


یک دوست با وفا

و صادق مانند

یافتن قطره اشکی

دراقیانوس است

اگرچنین دوستانی

داریدقدرشان را

بدانیدتقدیم به

دوستان با وفا و همراهان

همیشگی  وبلاگ مادر جوانرودی .....

........

 پیامی  از دوست خوبم پروانه خانم ...

نوشته ای برای دوست وبلاگی م

این جهان کوه است و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا...

دراین ساعتین اواخر روز دلم بسی تنگ است نمیدانم چرا

و لیکن بس دلم گرم است ک میداند خدا از حال و روز این دل تنگم

نمیدانم شاید هم ک میدانم دلیل این دل تنگم ولی با نمیدانم

خوش میکنم دل تنگم ک خود را از این دانستن دلتنگیم برهانم

ای دوست خوب و مهربان من برای این دل تنگم در آن لحظه ک

نزدیک است دلت ب آن معبود بی همتا
 
دل فراخی آرزو کن ک بس دلم تنگ است


من برای تو برای دختر همچو مهسایت برای رامیار نازنین و رعنایت

برای آقایت هم سلامت هم سعادت هم عاقبت ب خیری آرزو دارم

.......




پنجشنبه 12 اردیبهشت 1398
ن : مادر جوانرودی نظرات

نماز پسرم: کاک رامیار گیان

کلمات کلیدی : نماز پسرم سید رامیار حسینی , جوانرود ,

































چهارشنبه 9 خرداد 1397
ن : مادر جوانرودی نظرات

سفره ی افطار

کلمات کلیدی : سفره ی افطار , ماه مبارک رمضان , روزه , جوانرود ,




پنجشنبه 24 اسفند 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

نقاشی پسرم در مورد خانواده

کلمات کلیدی : نقاشی در مورد خانواده , نقاشی پسرم سید رامیار حسینی , کلاس سوم , جوانرود ,




یکشنبه 14 خرداد 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

فضیلت نماز ..

کلمات کلیدی : فضیلت نماز , عکس اسلامی , شعر زیبای کردی در مورد نماز , جوانرود ,




جمعه 5 خرداد 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

دعایی زیبا از بابا طاهر

کلمات کلیدی : شعری زیبا از بابا طاهر , جوانرود , مادر جوانرودی ,



خدایا دانشی ده ؛ غم نگیرم .

بده آرامشی ؛ ماتم نگیرم .

خدایا از شهامت بی نصیبم،

شهامت ده که آرامش بگیرم.


خدایا ؛ این تفاوت بر من آموز.

که در گمراهی مطلق نمیرم.




( تعداد کل صفحات: 3 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]