پنجشنبه 20 فروردین 1394
ن : مادر جوانرودی نظرات

در جواب آقای مسعود

کلمات کلیدی : پیام تشکر ,


-

        
           مسعود .منوچهری
        بیستم فروردین 1394

            ماندو نه بی
سلاو بو هه ستی به ریزت وبلاگه كه ت زور باش و رازاوه س به لام
 سوالیكم بو بو چی ناوی مریم منوچهریه؟ داده ماریای به ریز كوره كه تم
 دی خودای گوره حفظی كات ده ست و سرو  چاوی رامیار ماچ اکم



سلام کاک مسعود   ، برادر عزیز و بزرگوار   ممنون از شما و ابراز لطف و

 محبت تان . بینهایت سپاس .





پنجشنبه 16 بهمن 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

داستان حضرت عزیر علیه السلام : آیه ی 259 بقره

کلمات کلیدی : داستان حضرت عزیر علیه السلام , آیه 259 سوره ی بقره ,



مرگ صد ساله عُزَیر علیه السلام ، و زنده شدنش پس از صد سال‏

بسم الله الرحمن الرحیم

"او كالّذی مرّ علی قریة وهی خاویة علی عروشها قال

 انّی یحیی هذه الله بعد موتها فاماته الله مائة عام ثمّ

 بعثه قال كم لبثت قال لبثت یوماً او بعض یوم

قال بل لّبثت مائة عام فانظر الی طعامك و شرابك

 لم یتسنّه و انظر الی حمارك

و لنجعلك آیة لّلنّاس وانظر الی االعظام كیف ننشزها

 ثمّ نكسوها لحما فلمّا تبیّن له قال اعلم انّ

 الله علی كلّ شی  قدیر."( بقره/ 259)


در قرآن داستان مرگ صد ساله عزیر، و سپس زنده شدن او به 

طور خلاصه در یك آیه (بقره - 295) آمده است، كه بسیار شگفت

‏ انگیز است. 

نظر شما را به شرح آن كه در روایات آمده جلب مى‏كنیم.

پدر و مادر عزیر در منطقه بیت المقدس زندگى مى‏كردند، خداوند دو

پسر دوقلو به آن‏ها داد و آن‏ها نام یكى را عزیر، و نام دیگرى را عزره

گذاشتند. عزیر و عزره با هم بزرگ شدند تا به سن سى سالگى

 رسیدند، عزیر ازدواج كرده بود، و همسرش حامله بود، كه بعدها

پسر از او به دنیا آمد.

عزیر علیه‏السلام در این ایام (كه سى سال از عمرش گذشته بود) به

قصد سفر از خانه بیرون آمد و با اهل خانه و بستگانش خداحافظى

 كرد و سوار بر الاغ شد و اندكى انجیر و آب میوه همراه خود برداشت

تا در سفر از آن بهره گیرد.

عزیر از پیامبران بنى اسرائیل بود و همچنان به سفر خود ادامه داد

 تا به یك آبادى رسید. دید آن آبادى به شكل وحشتناكى در هم

ریخته و ویران شده است. و اجساد و استخوان‏هاى پوسیده

ساكنان آن به چشم مى‏خورد، هنگامى كه این منظره وحشت‏زا

 را دید، به فكر معاد و زنده شدن مردگان افتاد و گفت:

اَنِّى یُحیِى هذِهِ اللهُ بعدَ مَوتِها؛

چگونه خداوند این مردگان را زنده مى‏كند؟

او این سخن را از روى انكار نگفت، بلكه از روى تعجب گفت.

او در این فكر بود كه ناگهان خداوند جان او را گرفت، او جزء

مردگان در آمد و صد سال جزء مردگان بود، پس از صد سال

خداوند او را زنده كرد. فرشته‏ اى از طرف خدا از او پرسید:

چقدر در این بیابان خوابیده ‏اى، او كه خیال میكرد، مقدار كمى

 در آن جا استراحت كرده، در جواب گفت:

لَبِثتُ یوماً او بَعضَ یومٍ؛  یك روز یا كمتر.

فرشته از جانب خدا به او گفت: بلكه صد سال در این‏جا بوده ‏اى،

 اكنون به غذا و آشامیدنى خود بنگر كه چگونه به فرمان خدا

در طول این مدت هیچگونه آسیبى ندیده است،  ولى براى

این كه بدانى یكصد سال از مرگ گذشته، به الاغ سوارى

خود بنگر و ببین از هم متلاشى شده و پراكنده شده و مرگ،

 اعضاء آن را از هم جدا نموده است.

نگاه كن و ببین چگونه اجزاى پراكنده آن را جمع آورى كرده و زنده

مى‏كنیم.

عزیر وقتى این منظره (زنده شدن الاغ) را دید گفت:

اَعلَمُ اَنَّ اللهُ على كلِّ شى‏ءٍ قَدیرٍ؛

مى‏دانم كه خداوند بر هر چیزى توانا است.

یعنى اكنون آرامش خاطر یافتم، و مسأله معاد از نظر من شكل حسى

 به خود گرفت و قلبم سرشار از یقین شد. 


سپس سوار الاغ خود شد وبه سوی خانه اش حرکت کرد.

وقتی به زادگاه خود رسید همه چیز را تغییر کرده دید

 ومسیر خانه خود را با زحمت پیدا کرد وبه سمت خانه رفت.

در آنجا پیرزنی را دید که لاغر وخمیده ونابینا بود.از او پرسید 

آیا منزل عزیر همین است؟

پیر زن جواب مثبت داد اما گریه کرد و گفت: دهها 

سال است که عزیر مفقود شده

ومردم او را فراموش کرده اند،تو چطور او را میشناسی؟

 عزیر پس از معرفی خود داستانش را برای پیر زن تعریف کرد

.اما پیر زن که مادر عزیر بود او را انکار کرد وگفت:اگر تو 

عزیر هستی دعا کن تا ضعف ونابینایی 

من برطرف شود!(عزیر مستجاب الدعوه بود)

عزیر او را دعا کرد و مادرش شفا یافت وسپس او را شناخته 

ودست وپایش را بوسیده و او را نزد بنی اسرائیل برد 

وماجرا را به فرزندان ونوادگانش خبر داد.

آنها بازهم از عزیر نشانه هایی خواستند  وچون عزیر به 

درستی آن نشانه ها را داد تصدیقش کردند وبا او پیمان وفاداری

به دین خدا را بستند اما کافر شده و او را پسر خدا خواندند.




شنبه 29 آذر 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

سه چیز را نگه دار :

کلمات کلیدی : متن زیبا , معجزه کلمات ,




 1 گرسنگیت را سر سفره ی  دیگران

 2 زبانت را در جمع

3  و چشمت را در خانه ی دوستان



یکشنبه 23 آذر 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم فرمودند :

کلمات کلیدی : فضیلت ذکر خدا , حدیث پیامبر صل الله علیه و آله و سلم , تسبیح الله گفتن , ابو موسی اشعری رضی الله عنه , بخاری و مسلم ,



مثال کسی که پروردگارش را یاد می کند و مثال کسی که

پروردگارش  را یاد نمی کند  مانند زنده و مرده است .


بخاری و مسلم از ابوموسی اشعری رضی الله عنه


دوستان بیاید زبانمان را با یاد الهی ترو تازه کنیم

الحمدلله سبحان الله  لا اله الا الله   الله اکبر





دوشنبه 21 مهر 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

سهراب سپهری :

کلمات کلیدی : سهراب سپهری , صبر خدا , ستار العیوب ,



ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ !


ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ...


ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ...


ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩﻱ...


ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ...


ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩﻱ...


ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ...


ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ...


ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ...


ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ...


ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ...


ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ...


ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ...


ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پایین...


ﭼﻪ ﺍﺳﻔﻠﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﻠﻴﺎ...


ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ


ﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ!!!





جمعه 7 شهریور 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

علامات حسن الخاتمة ....

کلمات کلیدی : علامت های عاقبت بخیر شدن , حسن خاتمه کارها ,


علامات حسن الخاتمة ....

در احادیث نبوی علاماتی برای حسن الخاتمه وارد شده است,

که هر کس با یکی از آنها از دنیا برود برای او بشارت خیر خواهد

 بود, این نشانه ها عبارتند از:


1- گفتن (لا إله إلا الله) در هنگام مرگ

2- مرگ همراه با عرق پیشانی

3- مرگ در شب یا روز جمعه

4- شهادت در میدان جنگ وجهاد

5- مردن در راه خدا

6- مرگ به سبب طاعون

7- مرگ بر اثر درد شکم واسهال

8- مرگ به سبب غرق شدن

9- مرگ به سبب زیر آوار ماندن

10- مرگ زن بارداری همراه با جنینش, یا مرگ زن بر اثر زایمان.

11- مرگ بر اثر سوختن

12- مرگ بر اثر بیماری سینه پهلو

13- مرگ بر اثر بیماری سل

14- مرگ در راه دفاع از مال

15- مرگ در حال نگهبانی در راه خدا

16- مرگ در راه دفاع از دین

17- مرگ در راه دفاع از جان

18- مرگ در حال انجام عمل صالح


برگرفته از کتاب احکام الجنائز تألیف محدث عصر شیخ آلبانی رحمه الله
 
یا الله حسن الخاتمه نصیبمان کن . آمین




سه شنبه 31 تیر 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرموده اند :

کلمات کلیدی : حدیث پیامبر ص , روزه و فضیلت های آن , دوشنبه و پنج شنبه , نامه اعمال , عکس ,




دوشنبه 23 تیر 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

تواضع ...

کلمات کلیدی : تواضع و فروتنی به خاطر خدا , حضرت عمر رض , صحابه بزرگوار رض , عکس اسلامی ,


هر کس به خاطر خدا  تواضع داشته باشد ، خداوند به حکمت خود

مقام او را بلند میکند و وقتی دچار لغزشی شود ، خطاب به او

گفته می شود : حرکت کن  خدا مقامت را بلند   کُند .  او نزد

خود کوچک و نزد مردم بزرگوار است .


حضرت عمر  رضی الله عنه




سه شنبه 17 تیر 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

دعای زمان شستن صورت هنگام وضو

کلمات کلیدی : وضو , شستن صورت ,


       

اَللّهُمَّ بَیِّضَ وَجهِی یوم تَبیَضُّ وُجُوُه وَّ تَسُوَدُّ وُجُوهُّ


    خدایا روی مرا آن روز تابات و درخشان بفرما که در 

  آن روز بسیاری از چهره ها تابان و بسیاری سیاه خواهند


کتاب به سوی خدا . مولف : محمد رشید آموزگار



یکشنبه 15 تیر 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

سفارش حضرت علی ع در رابطه با برخورد با زنان

کلمات کلیدی : حضرت علی , زنان , کار ,


کاری را بر زن مسپار که از توان وی خارج باشد چون زن ریحانه

است نه* قهرمانه این آسان گیری برای زن مناسب تر است و

راحت تر است.

با پوشش خود چشمان وی را بپوش و با حجاب خود حجاب او را

تضمین کن و کسانی را که با وی رابطه و آمد و رفت دارند محترم

بشمار و چون با وی دست درازی کتی  از کوره در می رود.

از خدا می خواهم قدرت شکر و رشد را به تو ببخشد و درتمام

امور خیر تو را موفق به کار کند

  العقد الغرید  1/115

*قهرمانانه به معنی حاکم و پاسخگو به مردم- مسئول مالیات



دوشنبه 12 خرداد 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

ابراهیم ( علیه السلام ) و مهمان نوازی...

کلمات کلیدی : مهمان نوازی , حضرت ابراهیم علیه السلام , خُلق و خوی نیک , نام خدا , جوانرود , اهل سنت ,



ابراهیم خلیل (علیه السلام) بدون میهمان غذا نمی خورد و اگر میهمان

نداشت بعضی روزها تا یک میل راه طی میکرد تا میهمانی بیابد و با

او هم خوراک شود ،

روزی به دنبال میهمان رفت به یک نفر برخورد کرد از او دعوت کرد ،

با هم ، خوراک بخورند وقتی نشستند

ابراهیم  علیه السلام  گفت بسم الله و با نام خدا غذا خوردن را شروع کرد  ،

اما آن شخص با نام خدا غذا خوردن را شروع نکرد ،

ابراهیم علیه السلام  فرمود :

چرا نام خدا را نبردی ؟

گفت خدا کیست ؟

من خدائی را نمی شناسم ، ابراهیم علیه السلام  فرمود : پس برخیز و برو ،

کسی که منکر خداست من هم با او هم خوراک نمیشوم ، برخاست و رفت ،

ابراهیم  علیه السلام  تنها شد وحی بر او نازل شد که ای ابراهیم این شخصی

که سالها ما به او روزی می دهیم به او ایرادی نگرفتیم ، یک امروز روزیش

به تو حواله شد ، چرا او را طرد کردی ؛

ابراهیم  علیه السلام  فورا برخاست و دنبال آن شخص به راه افتاد خواهش

کرد برگردد ، اما آن کافر استنکاف ورزید ، تا بالاخره پس از اصرار

زیاد گفت : به یک شرط می آیم و آن این است که بگویی چطور شد پس

از آنکه مرا راندی دنبال من آمدی و با این اصرار از من میخواهی برگردم ؟

ابراهیم  علیه السلام  حقیقتش را فرمود که حقتعالی به من عتاب فرمود که

چرا تو را طرد کردم ، گفت ای خاک بر سر من که از چنین خدای مهربانی

روی گردان باشم ای ابراهیم مرا با خدایم آشنا کن - بالاخره موحد و مومن شد.

 

غرض آن است که آدمی اگر قدری فکر کند ببیند خدا به او چه نداده است ؟

آنچه لازم داشته داده است نعمتهای صوری و معنوی -

در برابرش من چه کردم ؟

چه عبادتی چه معرفتی

(( ما عبدناک حق عبادتک و ما عرفناک حق معرفتک )).

 

خُلق خوش خَلق را شکار کند

خُلق خوش بیش از این چکار کند


یکشنبه 11 خرداد 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

نگاه عبرت آمیز ....

کلمات کلیدی : نگاه عبرت آمیز , پاکان زیباروی , تاریکی قبر , ابوبکر صدیق رضی الله عنه , خلفای راشدین , جوانرود , اهل سنت ,


کجایند  پاکان  زیبا رویی که شیفته ی جوانی خود بودند ؟


کجایند پادشاهانی  که شهر ها را بنا کردند و اطراف آن را

 حصار کشیدند ؟


اینک  زمانه آن ها  را فراموش کرده است و در تاریکی قبر

آرمیده اند . 

هان .؛ عمل کنید ؛ که عمل به داد شما می رسد ؛ 

هان ؛ در فکر نجات خود باشید .


ابوبکر صدیق رضی الله عنه




شنبه 10 خرداد 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

حضرت علی رضی الله عنه می فرمایند :

کلمات کلیدی : حضرت علی رضی الله عنه , سخن ناب و زبیا , سخن نیک ,


دل ها  را  گرد هم آورید و برای آن ها دنبال نُکات ظریف

حکمت آمیز باشید  چون دل ها نیز  همچون  جسم ها

خسته می شوند . 

همچنین نقل شده است :


یکی از عوامل  علاقه مندی  به زندگی دنیا  ، فرصت شنیدن

سخنان نیکو است .



شنبه 10 خرداد 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

چه راست گفته است پیامبر راستگوی که :

کلمات کلیدی : سخن زیبا , بهترین قرن , قرن پیامبر صل الله علیه و آله و سلم , یاران پیامبر , اصحاب , عکس , جوانرود ,


بهترین قرن قرن من است . سپس کسانی که به دنبال آن

نسل می آیند .

خداوند متعال هم در سوره  انعام آیه 124  می فرمایند :

خداوند بهتر میداند که چه کسی را برای پیامبری انتخاب

می کند و رسالت خویش را به چه کسی حواله می دارد .


یاران پیامبر نسلی هستند که همراه با نزول آیه آیه ی قرآن

می زیستند  با واژه ها و حروف  قرآن زندگی می کردند ، نبض

 اسلام را احساس نمودند ، آنان تکذیب و فشار  را تجربه کردند ،

 تلخی شکنجه و محاصره را چشیدند ، به خاطر حفظ عقیده

 آوراگی و هجرت را تحمل نمودند و از مال و میهن و خانواده خود

 صرف نظر کردند ، تا نور را همه مردم برسانند .

آنان گام به گام پشت سر پیامبر حرکت می کردند ، به دستورات او

گوش فرا می دادند ، از آنچه پیامبر نهی می کرد  دوری می جستند ،

 به آنچه فرمان می داد عمل می کردند ، با شادی پیامبر  شاد

می شدند ، با غم پیامبر  غمگین می گشتند و جان و خانواده و

دارایی خود را  فدای او می کردند .

نسل بی نظیری بودند که تنها مومنان صادق به مقام

 آنان واقفند و تنها  منافقان  از شان  آنان  می کاهند .


از خداوند تمنا دارم مردم را به طور احسن به دین خود  بازگرداند

و این کار و اعمال مرا برای خود خالص گرداند .

او بهترین کسی است که خوانده می شود .

درود بر پیامبر و یاران او و پرودگار جهانیان را سپاس می گویم .





یکشنبه 4 خرداد 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

امام ذهبی در کتاب “سیر أعلام النبلاء” در شرح حال....

کلمات کلیدی : امام ذهبی , مالک بن دینار , دعوتگران به اسلام ,


 مالک بن دینار رحمه الله .... آورده است :

 

دزدی به خانه‌اش آمد، چیزی نیافت که بردارد. مالک او را ندا داد:

چیزی از دنیا که نیافتی، آیا چیزی از آخرت می‌خواهی؟

گفت: آری.

مالک گفت: وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان.

او چنین کرد. سپس با هم به مسجد رفتند. مردم از مالک پرسیدند: این کیست؟

گفت: برای دزدی آمده بود، اما ما او را دزدیدیم!

***

خواهر و برادر بزرگوار!

می‌بینی که بسیاری از اطرافیانت می‌خواهند اراده‌ی قوی تو را نسبت به بهترین

کارهایی که انجام می‌دهی؛ مثل نماز، تلاوت، ذکر و دیگر کارهای نیک بدزدند

و این شیء ثمین گرانبهاتر از طلا را از تو بگیرند؛ آیا می‌توانی همانند مالک

بن دینار آن‌ها را به دام خود انداخته و به راه آوری تا با تو در طاعات و امور

خیر مسابقه بدهند؟


آیا هیچ یک از ما تاکنون اندیشیده است که چگونه شماری از مردم را به خاطر

خدا از مشاهده‌ی فیلم و سریال‌ها و بازی با موبایل به مراجعه‌ی قرآن بکشاند و

آن‌ها را از مجالس بیهوده به باغ‌های بهشت در مساجد بیاورد؟

 

چه زیباست که هر یک از ما ـ چه سارق یا مسروق! ـ تجربه‌ی شخصی خود
 یا دیگران را در اختیار همگان قرار دهد؛ شاید راهکار هر یک از عزیزان

رهگشای بسیاری از دعوتگران باش



( تعداد کل صفحات: 8 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]