یکشنبه 14 خرداد 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

فضیلت خواندن قرآن و سوره حمد :

کلمات کلیدی : خواندن قرآن و سوره حمد , ان الحسنات یذهبن السیئات , حسنه و نیکی و پاداش , آموختن قرآن , عکس ,


در حدیثی ابن مسعود  رض از رسول خدا صل الله علیه و آله

 و سلم روایت کرده :که هرکس یک حرف از کتاب قرآن را 

بخواند یک حسنه برای او نوشته می شود

و هر حسنه ده برابر می شود . نمی گویم که الم  یک حرف است

 بلکه الف یک حرف است و لام یک حرف است و میم یک حرف

است . یعنی الم خواندنش سی حسنه دارد .

و چون قرآن 323015 حرف است ، پس خواندن تمام قرآن  ،

 سه میلیون و دویست و سی هزار و یکصد و پنجاه  پاداش و

 نیکی دارد .

و کسانی که قرآن را نخوانده اند از آنچه که از قرآن بلد هستند ،

بخوانند مثلا سوره فاتحه که خداوند آن را برابر کُل قرآن آورده

 است .

بنابر آیه 87 سوره حجر : پاداش خواندن سوره حمد یا سوره فاتحه

برابر با  خواندن کل قرآن است و تمامی افراد با سواد و بی سواد

 می توانند آن را بخوانند و در هر نمازی آن را تکرار نمایند .

البته لازم است هنگام  خواندن سوره حمد تامل کنیم و با نیت

 خالص و با این اعتقاد که دارای آن همه ثواب است امید است

ثواب خواندن کل قرآن را دریافت نماییم .



به روایت ترمذی ، ریاض الصالحین : ص 613  ترجمه عبدالله خاموش هروی








یکشنبه 14 خرداد 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

فضیلت نماز ..

کلمات کلیدی : فضیلت نماز , عکس اسلامی , شعر زیبای کردی در مورد نماز , جوانرود ,




شنبه 13 خرداد 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

فضیلت خواندن تعدادی از سوره های قرآن مجید :

کلمات کلیدی : فضیلت خواندن قرآن ,




پنجشنبه 11 خرداد 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

فضیلت انفاق و بخشش در راه خدا :

کلمات کلیدی : فضیلت انفاق و بخشش در راه خدا , مسلم و بخاری , ریاض الصالحین ,


سوره بقره آیه 261 :

مثل کسانی که دارائی خود را  در راه خدا صرف می کنند

همانند  دانه ای است که هفت خوشه برآرد و در هر خوشه

صد دانه باشد ، و خداوند برای هر که بخواهد آن را چندین

برابر  می گرداند ، و خدا قدرت و نعمتش فراخ و از همه

چیز آگاه است .

پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم  می فرماید :

خودتان را از آتش جهنم نجات دهید ، اگر چه با بخشیدن

نصف خرما باشد .

و در حدیث دیگری آمده :

هیچ روزی نیست که بندگان  صبح کنند مگر اینکه دو فرشته

پایین آمده و یکی از آن ها می گوید :  بار خدایا برای نفقه کننده

عوض بده  و دومی می گوید :  بار خدایا مال ممسک را تلف کن .

بخاری و مسلم ، ریاض الصالحین ص 377



سه شنبه 29 اردیبهشت 1394
ن : مادر جوانرودی نظرات

آدابی که رعایتشان بر قاری قرآن لازم است :

کلمات کلیدی : آدابی که رعایتشان بر قاری قرآن لازم است , آداب قرآن خواندن ,


1 قرآن را نباید بدون داشتن طهارت لمس کند

2: برای حفظ احترام به قرآن مسواک بزند و دهانش را خوشبو سازد

3: برای حفظ حرمت قرآن به هنگام تلاوت،  رو به قبله کند

4: اگر خمیازه به سراغش آمد ، به احترام قرآن موقتا از تلاوت

دست بکشد ، تا خمیازه اش برطرف گردد ، چون مخاطب قرآن

پروردگار است و خمیازه از طرف شیطان است .

5: از حرمت قرآن است که در ابتدا بگوید : اعوذ باالله من الشیطان

الرجیم ، و سپس بسم الله الرحمن الرحیم و بعد شروع به تلاوت

قرآن کریم کند .

6: به حرمت قرآن باید در مکانی خلوت بنشیند و تلاوت قرآن کند

تا کسی با سخن گفتن قرائتش را قطع نکند و او هم مجبور نشود

 به خاطر جواب دادن به او ، کلام خدا را قطع کند .

7: از حرمت قرآن است که با نرمی و تامل و به زیبایی خوانده شود و در

تلفظ حق هر حرف آن ادا شود ، تا الفاظ آن به طور کامل تلفظ و آشکار

گردند ، چون در ازای خواندن هر حرف از قرآن ده حسنه برای قاری

نوشته می شود .

8: از حرمت قرآن است که هرگاه به آیه ی نوید بخش می رسد ،

توقف کند و رو به درگاه پروردگار ، فضل و نعمت خداوند را طلب کند

و وقتی به آیه ی تهدید کننده می رسد ، توقف کند و از عذاب خداوند

بلند مرتبه به او پناه ببرد .

9: حرمت قرآن مقتضی است که انسان روزی از روزهای عمرش را

حداقل از یکبار نظر کردن در قرآن بی بهره نسازد .

10: باید وقتی که قرائت همه ی قرآن را به پایان برد ، قرائتش را

دوباره از اول شروع کند تا قرآن به صورت یک چیز متروک درنیاید .

کتاب باقیات الصالحات

ربیع عبدالرئوف الزواوی



چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394
ن : مادر جوانرودی نظرات

اصلاح امور ، در گرو اصلاح زبان است

کلمات کلیدی : اصلاح امور در گرو اصلاح زبان , کنترل زبان , گفتار نیک , حدیث پیامبر اکرم صلوات الله علیه ,



یکی از تابعین می فرماید :  امور انسان اصلاح نمی شود مگر اینکه دو

 چیزش  اصلاح شود :  زبانش و نمازش .

 معاذ بن جبل رضی الله عنه می فرماید : رسول اکرم صلوات الله علیه

فرمودند :

به تو بگویم اصلاح همه ی امور چیست ؟ گفتم بله یا رسول الله .  آنگاه زبان

خود را گرفت و فرمود : زبانت را نگه دار ، زبانت را کنترل کن که اصلاح امور

 در گرو اصلاح زبان است

گفتم آیا در مورد آنچه به زبان می آوریم مورد مواخذه قرار میگیریم ؟ فرمود :

مادرت به عزایت بنشیند ! آیا چیزی هست که مردم را به جهنم ببرد  غیر از

آن چیزی که زبان هایشان گفته و از گناهان و معاصی که انجام داده اند !

توضیح :

استفاده ی  مطلوب از زبان و جاری کردن کلمات طیّبات بر زبان علاوه بر

این که شان و مقام را برای صاحبش نزد خداوند متعال بالا می برد ،

تصدیق کننده ی ایمان شخص است . لذا ما حق نداریم کلمات غیر طیّب

را بر زبان جاری کنیم . دور کردن کلمات غیر طیب از زبان می شود تسبیح

و گفتن کلمات طیب به وسیله ی زبان می شود حمد . کلمات طیب

خودشان عروج می کنند و انسان را با خودش عروج می دهد . چنانکه

کلمات خبیثه انسان را دچار رکود و سقوط و عقب ماندگی می کند .
 

کتاب اربعین نووی
مولف : امام محیی الدین ابی زکریا یحیی بن شرف نووی






یکشنبه 30 آذر 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

صحبتی از دکتر شفیعی کدکنی که می گفت:

کلمات کلیدی : زن زیباست , دکتر شفیعی کدکنی , عکس مادر ,



زن زیبـاســت ...

چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است...

چه آن زمان که خود را می آراید از پس همه خستگیهایش..

چه آن زمان که فریاد می زند بر سرت ... و تو فقط حرکت زیبای لبهایش

را مبینی...

چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده و دست بر پیشانی زده

و لبخند می زند...


زن زیباست... آن زمانی که خسته از همه تُهمتها و نابرابریها باز فراموشش

 نمی شود؛

 مادر است، همسر است،

راحت جان است ... زن زیباست ... زمانی که لطافت جسم و روحش را

 توأمان درک کردی ...

زمانی که خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی ...

زمانی که نداشته های خودت را به حساب ضعفش نگذاشتی ...

 آری زن زیبـــــاست...

(تقدیم به زنهای   سرزمینم)






شنبه 1 شهریور 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

مستمند و ثروتمند

کلمات کلیدی : مرد فقیر و ثروتنمند , اصول کافی , فقر و ثروت ,



رسول اكرم " ص " طبق معمول ، در مجلس خود نشسته بود . یاران
 
گرداگرد حضرتش حلقه زده او را مانند نگین انگشتر در میان گرفته بودند .

در این بین یكی از مسلمانان - كه مرد فقیر ژندهپوشی بود - از در رسید .

و

طبق سنت اسلامی - كه هر كس در هر مقامی هست ، همین كه وارد

 مجلسی میشود
باید ببیند هر كجا جای خالی هست همانجا بنشیند ،

 و یك نقطه مخصوص را به عنوان اینكه شأن من چنین اقتضا میكند در

 نظر نگیرد
- آن مرد به اطراف متوجه شد ، در نقطهای جایی خالی یافت ،

 رفت و آنجا نشست . از قضا پهلوی مرد متعین و ثروتمندی قرار گرفت .

 مرد ثروتمند جامههای خود را جمع كرد

و خودش را به كناری كشید ، رسول اكرم كه مراقب رفتار او بود به او رو
 
كرد و گفت :

 
" ترسیدی كه چیزی از فقر او بتو بچسبد ؟ ! "

- " نه یا رسول الله ! "

- " ترسیدی كه چیزی از ثروت تو به او سرایت كند ؟ "


- " نه یا رسول الله ! "

- " ترسیدی كه جامههایت كثیف و آلوده شود ؟ "

- " نه یا رسول الله ! "

- " پس چرا پهلو تهی كردی و خودت را به كناری كشیدی ؟ "
 
- " اعتراف میكنم كه اشتباهی مرتكب شدم و خطا كردم . اكنون به جبران

این خطا و به كفاره این گناه حاضرم نیمی از دارایی خودم را به این برادر

مسلمان خود كه دربارهاش مرتكب اشتباهی شدم ببخشم ؟ "

مرد ژنده پوش : " ولی من حاضر نیستم بپذیرم " .

جمعیت :

" چرا ؟ "

- " چون میترسم روزی مرا هم غرور بگیرد ، و بایك برادر مسلمان خود
 
آنچنان رفتاری بكنم كه امروز این شخص با من كرد.

(اصول کافی )


سه شنبه 31 تیر 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

سُبحانِ المَلک القُدُّوس ، رَبُّ المَلائکهِ وَ الرُّوح

کلمات کلیدی : ذکر الهی , دعا , یاد خدا , سبحان الملک القدوس , عکس مساجد زیبای دنیا ,




چهارشنبه 14 خرداد 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﮕﻔﺖﺍﻧﮕﻴﺰ ﺣﺎﺗﻢ ﺍﺻﻢ

کلمات کلیدی : زندگی شگفت انگیز حاتم اصم , خاطرات زیبا , دختر خردسال , کودک , جوانرود ,


 

ﺣﺎﺗﻢ ﺍﺻﻢّ ﺍﺯ ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ ﻭ ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﻋﺼﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ

ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﻌﻴﺸﺖ ﺑﺎ ﻋﺎﺋﻠﻪﺍﺵ ﺩﺭ ﻛﻤﺎﻝ ﺳﺨﺘﻰ ﻭ ﺩﺷﻮﺍﺭﻯ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻰﺑﺮﺩ، ﻭﻟﻰ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ

ﻭ ﺗﻮﻛّﻞ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩﺍﻯ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﻖ ﺩﺍﺷﺖ .

ﺷﺒﻰ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ، ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺣﺞ ﻭ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻛﻌﺒﻪ ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﺷﻮﻕ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻭ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ

ﻛﻌﺒﻪ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﺤﻠّﻰ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﭘﻴﺸﺎﻧﻰ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﺳﺎﻳﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺩﻟﺶ

ﺭﺍ ﺗﺴﺨﻴﺮ ﻭ ﻗﻠﺒﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﻳﺎﻳﻰ ﺍﺯ ﺍﺷﺘﻴﺎﻕ ﻛﺮﺩ .

ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ، ﺯﻥ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﻄﺎﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ : ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﻣﻦ

ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻛﻨﻴﺪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻣﺸﺮﻑ ﺷﻮﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻢ . ﻫﻤﺴﺮﺵ

ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻓﻘﺮ ﻭ ﭘﺮﻳﺸﺎﻧﻰ ﻭ ﺗﻬﻰﺩﺳﺘﻰ ﻭ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻰ ﻭ ﻋﺎﺋﻠﻪ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﻭ ﻣﻌﻴﺸﺖ ﺗﻨﮓ،

ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻣﺎ ﺭﻭﺍ ﻣﻰﺩﺍﺭﻯ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻛﻌﺒﻪ ﺭﻭﻯ؟ ﺍﻳﻦ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺑﺮ ﻛﺴﻰ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ

ﻛﻪ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺑﺎﺷﺪ . ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻣﺎﺩﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺼﺪﻳﻖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻣﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ ﻛﻮﭼﻜﺶ

ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﺯﺑﺎﻧﻰ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﻔﺖ: ﭼﻪ ﻣﺎﻧﻌﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﻡ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﻴﺪ ﻋﺎﺯﻡ ﺍﻳﻦ

ﺳﻔﺮ ﺷﻮﺩ؟

ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﻫﺮﺟﺎ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﻭﺩ، ﺭﻭﺯﻯﺑﺨﺶ ﻣﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﺪﺭ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻭ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻯ

ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍﻯ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﺭﻭﺯﻯ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺩﻳﮕﺮ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪﺍﻯ ﻏﻴﺮ ﭘﺪﺭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ .

ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻮﺷﻴﺎﺭ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﭘﺪﺭﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺧﺎﻧﻪ ﺣﻖ

ﺭﻭﺩ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﺪ .

ﺣﺎﺗﻢ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺳﻔﺮ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ ﺣﺎﺟﻴﺎﻥ ﻋﺎﺯﻡ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺷﺪ .

ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎﻥ ﻭﻗﺘﻰ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺣﺎﺗﻢ ﻭ ﻋﻠّﺖ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﻳﺪﻥ

ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻼﻣﺘﺶ ﮔﺸﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻓﻘﺮ ﻭ ﺗﻬﻰﺩﺳﺘﻰ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺩﻯ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ

ﺭﻭﺩ، ﺍﻳﻦ ﺳﻔﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﻰﺍﻧﺠﺎﻣﺪ، ﺑﮕﻮ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺕ ﻃﻮﻻﻧﻰ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ

ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﻛﺮﺩ؟

ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺣﺎﺗﻢ ﻫﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﻌﻨﻪ ﮔﺸﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻛﻮﭼﻚ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺗﻴﺮ ﻣﻼﻣﺖ

ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﻟﺐ ﺍﺯ ﺳﺨﻦ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻯ ﻭ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﻰﻛﺮﺩﻯ ﻣﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ

ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﻤﻰﺩﺍﺩﻳﻢ .

ﺩﺧﺘﺮ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﻭ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺷﺪّﺕ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺍﺷﻜﻬﺎﻯ ﺧﺎﻟﺼﺶ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ

ﺑﻰﮔﻨﺎﻫﺶ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺎﻝ ﻣﻠﻜﻮﺗﻰ ﻭ ﻋﺮﺷﻰ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ !

ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻭ ﻛﺮﻡ ﺗﻮ ﻋﺎﺩﺕ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻥ ﻧﻌﻤﺖ ﺗﻮ ﺑﻬﺮﻩﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ

ﺿﺎﻳﻊ ﻣﮕﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﻧﺰﺩ ﺁﻧﺎﻥ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﻣﻜﻦ .

ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﺟﻤﻊ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺘﺤﻴّﺮ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﻜﺮ ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﻗﻮﺗﻰ ﺑﺮﺍﻯ

ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺍﻣﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﻧﺪ، ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺣﺎﻛﻢ ﺷﻬﺮ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺷﻜﺎﺭ ﺑﺮﻣﻰﮔﺸﺖ ﻭ ﺗﺸﻨﮕﻰ

ﺷﺪﻳﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻀﻴﻘﻪ ﻭ ﺳﺨﺘﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻋﺪﻩﺍﻯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺁﻥ ﻓﻘﻴﺮﺍﻥ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﻭ

ﻣﺤﺘﺎﺟﺎﻥ ﺗﻬﻰﺩﺳﺖ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭ ﺁﺏ ﺑﻴﺎﻭﺭﻧﺪ .

ﺁﻧﺎﻥ ﺣﻠﻘﻪ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺯﺩﻧﺪ، ﻫﻤﺴﺮ ﺣﺎﺗﻢ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻛﻴﺴﺘﻴﺪ ﻭ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﺩﺍﺭﻳﺪ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ :

ﺣﺎﻛﻢ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺷﺮﺑﺘﻰ ﺁﺏ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ . ﺯﻥ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﮕﺮﻳﺴﺖ ﻭ

ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﻣﺎ ﺩﻳﺸﺐ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺑﺮﺩﻳﻢ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺣﺎﻛﻢ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺷﺪﻩ ﻭ

ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺏ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ !!

ﺳﭙﺲ ﻇﺮﻓﻰ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺁﺏ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻧﺰﺩ ﺍﻣﻴﺮ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻇﺮﻑ ﻇﺮﻓﻰ ﺳﻔﺎﻟﻴﻦ ﺍﺳﺖ

ﻋﺬﺭﺧﻮﺍﻫﻰ ﻧﻤﻮﺩ .

ﻣﻴﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﭘﺮﺳﻴﺪ : ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻣﻨﺰﻝ ﻛﻴﺴﺖ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺣﺎﺗﻢ ﺍﺻﻢ ﻛﻪ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ ﻭ ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ

ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺷﻨﻴﺪﻩﺍﻳﻢ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﺵ ﺩﺭ ﻛﻤﺎﻝ ﺳﺨﺘﻰ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻰﺑﺮﻧﺪ .

ﺣﺎﻛﻢ ﮔﻔﺖ : ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺯﺣﻤﺖ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﺏ ﺧﻮﺍﺳﺘﻴﻢ، ﺍﺯ ﻣﺮﻭّﺕ ﺩﻭﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻣﺜﺎﻝ

ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺘﻤﻨﺪﺍﻥ ﺯﺣﻤﺖ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ . ﺍﻳﻦ ﺑﮕﻔﺖ ﻭ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪ

ﺯﺭّﻳﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ : ﻫﺮﻛﺲ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ

ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ . ﻫﻤﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪﻫﺎﻯ ﺯﺭﻳﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻪ

ﺩﺭﻭﻥ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ . ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻧﺪ ﺣﺎﻛﻢ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭﻭﺩ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺩ،

ﻫﻢﺍﻛﻨﻮﻥ ﻭﺯﻳﺮ ﻣﻦ ﻗﻴﻤﺖ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻰﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻰﺑﺮﺩ .

ﭼﻴﺰﻯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻧﺸﺪ ﻛﻪ ﻭﺯﻳﺮ ﭘﻮﻝ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻫﻤﺴﺮ ﺣﺎﺗﻢ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ

ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﺩ !!

ﭼﻮﻥ ﺩﺧﺘﺮﻙ ﺍﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ، ﺍﺷﻚ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻥ ﺭﻳﺨﺖ . ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺑﺎﻳﺪ ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﻰ ﻧﻪ

ﮔﺮﻳﺎﻥ، ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍﻯ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﭘﺮﺗﻮﻯ ﺍﺯ ﻟﻄﻔﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭼﻨﻴﻦ ﮔﺸﺎﻳﺸﻰ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ

ﻣﺎ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﺮﺩ . ﺩﺧﺘﺮﻙ ﮔﻔﺖ: ﮔﺮﻳﻪﺍﻡ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺩﻳﺸﺐ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺑﺎﻟﻴﻦ ﻧﻬﺎﺩﻳﻢ

ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺨﻠﻮﻗﻰ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﻈﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻰﻧﻴﺎﺯ ﺳﺎﺧﺖ، ﭘﺲ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍﻯ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ

ﻧﻈﺮ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ ﺁﻥ ﻧﻈﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ؟ ﺳﭙﺲ ﺑﺮﺍﻯ ﭘﺪﺭﺵ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﺩﻋﺎ ﻛﺮﺩ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﭼﻨﺎﻥ

ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﺮﺣﻤﺖ ﻛﺮﺩﻯ ﻭ ﻛﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪﻯ، ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﭘﺪﺭﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﻈﺮﻯ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻭ

ﻛﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺑﺮﺳﺎﻥ .

ﺍﻣﺎ ﺣﺎﺗﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﺑﺎ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺣﺞ ﻣﻰﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﻛﺴﻰ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ ﻓﻘﻴﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻧﺒﻮﺩ،

ﻧﻪ ﻣﺮﻛﺒﻰ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﻮﺩ، ﻧﻪ ﺗﻮﺷﻪ ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻬﻰ ﻛﻪ ﺳﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﻰ

ﻃﻰ ﻛﻨﺪ، ﻭﻟﻰ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﻰﺷﻨﺎﺧﺘﻨﺪ ﻛﻤﻚ ﻧﺎﭼﻴﺰﻯ ﺑﺪﺭﻗﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻭ

ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ .

ﺷﺒﻰ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﺤﺎﺝ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺷﺪﻳﺪﻯ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪ؛ ﻃﺒﻴﺐ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﺍﺯ ﻣﻌﺎﻟﺠﻪﺍﺵ ﻋﺎﺟﺰ ﺷﺪ، ﺍﻣﻴﺮ

ﮔﻔﺖ : ﺁﻳﺎ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﻛﺴﻰ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﻫﻞ ﺣﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﺪ، ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻪ

ﺩﻋﺎﻯ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﻼ ﻧﺠﺎﺕ ﻳﺎﺑﻢ . ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺁﺭﻯ، ﺣﺎﺗﻢ ﺍﺻﻢ . ﺍﻣﻴﺮ ﮔﻔﺖ:

ﻫﺮﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﻟﻴﻦ ﻣﻦ ﺣﺎﺿﺮ ﻛﻨﻴﺪ . ﻏﻼﻣﺎﻥ ﺩﻭﻳﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺍﻣﻴﺮ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ . ﺣﺎﺗﻢ

ﺳﻼﻡ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺍﻣﻴﺮ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻔﺎﻯ ﺍﻣﻴﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ؛ ﺍﺯ ﺑﺮﻛﺖ ﺩﻋﺎﻳﺶ ﺍﻣﻴﺮ

ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻳﺎﻓﺖ، ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﻣﻴﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ، ﭘﺲ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﻣﺮﻛﺒﻰ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ

ﻭ ﻣﺨﺎﺭﺟﺶ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﺣﺞ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﻭﻯ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ .

ﺣﺎﺗﻢ ﺍﺯ ﺍﻣﻴﺮ ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺷﺐ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﻰ ﺧﺎﺹ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﻯ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﻭ ﻧﻴﺎﺯ

ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ، ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺑﺴﺘﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺷﻨﻴﺪ ﮔﻮﻳﻨﺪﻩﺍﻯ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ :

ﺍﻯ ﺣﺎﺗﻢ ! ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺍﺻﻼﺡ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺑﺮ ﻣﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺎ ﻫﻢ ﻟﻄﻒ

ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺎﻝ ﺍﻭ ﻣﻰﻛﻨﻴﻢ، ﺍﻳﻨﻚ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺖ ﻣﺒﺎﺵ، ﻣﺎ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻣﻌﺎﺵ

ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩﻳﻢ . ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﺣﻤﺪ ﻭ ﺛﻨﺎﻯ ﺍﻟﻬﻰ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ

ﻋﻨﺎﻳﺖ ﺣﻖ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪ .

ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﺑﺮﮔﺸﺖ، ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻟﺶ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻥ ﺍﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻰ

ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻭﻟﻰ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ ﻣﺤﺒﺖ ﻭﺭﺯﻳﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺖ

ﻭ ﺑﻮﺳﻴﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻛﻮﭼﻚﻫﺎﻯ ﻇﺎﻫﺮﻯ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﻃﻦ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉﺍﻧﺪ، ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮒﺗﺮ

ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺳﻦّ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﻰﻛﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻛﻪ ﻣﻌﺮﻓﺘﺶ ﺩﺭ ﺣﻖ ﺍﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﻈﺮ ﺩﺍﺭﺩ،

ﭘﺲ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺩ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﺮ ﺍﻭ، ﺯﻳﺮﺍ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻨﺪ ﻭﻯ ﺭﺍ ﻭﺍ

ﻧﻤﻰﮔﺬﺍﺭﺩ .

ﭘﺎﯾﮕﺎﻩ ﻋﺮﻓﺎﻥ


شنبه 10 خرداد 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

چه راست گفته است پیامبر راستگوی که :

کلمات کلیدی : سخن زیبا , بهترین قرن , قرن پیامبر صل الله علیه و آله و سلم , یاران پیامبر , اصحاب , عکس , جوانرود ,


بهترین قرن قرن من است . سپس کسانی که به دنبال آن

نسل می آیند .

خداوند متعال هم در سوره  انعام آیه 124  می فرمایند :

خداوند بهتر میداند که چه کسی را برای پیامبری انتخاب

می کند و رسالت خویش را به چه کسی حواله می دارد .


یاران پیامبر نسلی هستند که همراه با نزول آیه آیه ی قرآن

می زیستند  با واژه ها و حروف  قرآن زندگی می کردند ، نبض

 اسلام را احساس نمودند ، آنان تکذیب و فشار  را تجربه کردند ،

 تلخی شکنجه و محاصره را چشیدند ، به خاطر حفظ عقیده

 آوراگی و هجرت را تحمل نمودند و از مال و میهن و خانواده خود

 صرف نظر کردند ، تا نور را همه مردم برسانند .

آنان گام به گام پشت سر پیامبر حرکت می کردند ، به دستورات او

گوش فرا می دادند ، از آنچه پیامبر نهی می کرد  دوری می جستند ،

 به آنچه فرمان می داد عمل می کردند ، با شادی پیامبر  شاد

می شدند ، با غم پیامبر  غمگین می گشتند و جان و خانواده و

دارایی خود را  فدای او می کردند .

نسل بی نظیری بودند که تنها مومنان صادق به مقام

 آنان واقفند و تنها  منافقان  از شان  آنان  می کاهند .


از خداوند تمنا دارم مردم را به طور احسن به دین خود  بازگرداند

و این کار و اعمال مرا برای خود خالص گرداند .

او بهترین کسی است که خوانده می شود .

درود بر پیامبر و یاران او و پرودگار جهانیان را سپاس می گویم .





یکشنبه 4 خرداد 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

امام ذهبی در کتاب “سیر أعلام النبلاء” در شرح حال....

کلمات کلیدی : امام ذهبی , مالک بن دینار , دعوتگران به اسلام ,


 مالک بن دینار رحمه الله .... آورده است :

 

دزدی به خانه‌اش آمد، چیزی نیافت که بردارد. مالک او را ندا داد:

چیزی از دنیا که نیافتی، آیا چیزی از آخرت می‌خواهی؟

گفت: آری.

مالک گفت: وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان.

او چنین کرد. سپس با هم به مسجد رفتند. مردم از مالک پرسیدند: این کیست؟

گفت: برای دزدی آمده بود، اما ما او را دزدیدیم!

***

خواهر و برادر بزرگوار!

می‌بینی که بسیاری از اطرافیانت می‌خواهند اراده‌ی قوی تو را نسبت به بهترین

کارهایی که انجام می‌دهی؛ مثل نماز، تلاوت، ذکر و دیگر کارهای نیک بدزدند

و این شیء ثمین گرانبهاتر از طلا را از تو بگیرند؛ آیا می‌توانی همانند مالک

بن دینار آن‌ها را به دام خود انداخته و به راه آوری تا با تو در طاعات و امور

خیر مسابقه بدهند؟


آیا هیچ یک از ما تاکنون اندیشیده است که چگونه شماری از مردم را به خاطر

خدا از مشاهده‌ی فیلم و سریال‌ها و بازی با موبایل به مراجعه‌ی قرآن بکشاند و

آن‌ها را از مجالس بیهوده به باغ‌های بهشت در مساجد بیاورد؟

 

چه زیباست که هر یک از ما ـ چه سارق یا مسروق! ـ تجربه‌ی شخصی خود
 یا دیگران را در اختیار همگان قرار دهد؛ شاید راهکار هر یک از عزیزان

رهگشای بسیاری از دعوتگران باش


یکشنبه 4 خرداد 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

الطَّیِّبَاتُ للطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ ...

کلمات کلیدی : عکس عروس و داماد , سوره نور , زنان پاک برای مردان پاک ,



زنان پاک  برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک هست





دوشنبه 29 اردیبهشت 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

فضیلت درد و بیماری :

کلمات کلیدی : فضیلت درد و بیماری , در و بیماری سبب محو گناهان ,


پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  می فرمایند :

هیچ مصیبتی نیست که به مسلمان برسد ، مگر آنکه خداوند به

وسیله آن گناهی را می پوشاند ، حتی خاری که به بدن او فرو

می رود ( سبب محو گناهان است ) .

و در حدیث دیگری آمده است :

مسلمانی نیست که به او درد و آزاری  برسد ، مگر اینکه خداوند

به واسطه ی آن درد ، خطا های  او را فرو می ریزد ، چنانکه برگ

درختان می ریزند .

به روایت بخاری حدیث شماره 5640



چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

نمونه ای از پذیرش توبه ی گناهکاران طبق احادیث نبوی :

کلمات کلیدی : توبه گناهکاران , بخشش گناهان , حضرت موسی و بنی اسرائیل ,


در زمان حضرت موسی مدتی باران نیامد و خشکسالی شد .

قوم بنی اسرائیل نزد حضرت موسی ع رفتند و گفتند : از

خداوند طلب باران کن . وقتی حضرت موسی ع از خداوند

درخواست باران کرد . 
خداوند به او گفت : در میان مردم

بنی اسرائیل که برای طلب باران به بیرون از شهر رفته اند

مردی هست که چهل سال است گناه می کند و به خاطر

 اوست که باران نمی بارد . یک نفر ندا دهد تا او از جمع

حاضران بیرون رود . آن وقت باران خواهد بارید .


کسی ندا داد : ای کسی که مدت چهل سال است که با گناه و

جنگ و ستیز با خدا سرکشی می کنی ، از میان ما بیرون برو .

به خاطر توست که باران نمی بارد .

آنگاه بنده گناهکار برخاست و به اطراف نگریست و هیچ کسی

را ندید که بیرون آمده باشد . دانست که منظور خود اوست
.

با خود گفت : اگر من بیرون بروم در میان بنی اسرائیل رسوا

می شوم .اگر هم بنشینم و با آنان باشم ، باران نمی بارد و

مردم محروم  می شوند .ناچار با پشیمانی سر در گریبان فرو

 برد و گفت : پروردگارا  چهل سال گناه و سرکشی کرده ام

 تو به من مهلت دادی . اینک فرمانبردار به پیشگاه تو آمده ام ،

 مرا بپذیر .

هنوز سخن او تمام نشده بود که ابر سفیدی پدیدار گشت و باران

به شدت باریدن گرفت .

حضرت موسی گفت: خدایا آمدن این باران به چه دلیل ی بود ؟

در حالی که کسی از میان مردم بیرون نرفته است .

خداوند فرمود : به خاطر همان کسی که به خاطر او باران نمی بارید .


ابن قدامه المقدسی : کتاب التوابین ص 69 تا 7
0





( تعداد کل صفحات: 3 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]