شنبه 5 خرداد 1397
ن : مادر جوانرودی نظرات

دروازه رِِ یان . فضیلت روزه

کلمات کلیدی : ابوبکر صدیق . دروازه ریَان . روزه رمضان . روز قیامت ,


بهشت دروازه ای دارد که به ان ریَان می گویند .

روز قیامت فقط روزه داران از ان دروازه  وارد

 بهشت می شوند . در ان روز ندا داده می شود

کجایند روزه داران ؟ پس ان ها برمی خیزند .

 و غیر از ان ها کسی دیگر وارد نمی شوند ، بعد

از انکه وارد شدند ، ان در بسته می شود ،

 وکسی دیگر غیر از ان ها ،  از ان در وارد بهشت

نمی شود از ابو هریره رض روایت است که

رسول الله فرمود : هرکس دو نوع انفاق در راه خدا

نماید ، از دروازه های بهشت ندا داده می شود

، ای بنده خدا این است نتیجه کار خیر . پس هر

کس اهل نماز بوده ، او از دروازه

نماز . و هر کس اهل روزه بوده اورا از دروازه  ریَان

  و کسی که اهل صدقه بوده ، او را از دروازه

صدقه صدا می زنند . ابوبکر  رض  گفت : ای رسول

خدا پدر و مادرم فدایت باد ، ایا فردی

 وجود دارد ، که او را از همه درها صدا بزنند ؟ فرمود

اری امیدوارم که تو نیز یکی از انها باشی


یکشنبه 14 خرداد 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

فضیلت خواندن قرآن و سوره حمد :

کلمات کلیدی : خواندن قرآن و سوره حمد , ان الحسنات یذهبن السیئات , حسنه و نیکی و پاداش , آموختن قرآن , عکس ,


در حدیثی ابن مسعود  رض از رسول خدا صل الله علیه و آله

 و سلم روایت کرده :که هرکس یک حرف از کتاب قرآن را 

بخواند یک حسنه برای او نوشته می شود

و هر حسنه ده برابر می شود . نمی گویم که الم  یک حرف است

 بلکه الف یک حرف است و لام یک حرف است و میم یک حرف

است . یعنی الم خواندنش سی حسنه دارد .

و چون قرآن 323015 حرف است ، پس خواندن تمام قرآن  ،

 سه میلیون و دویست و سی هزار و یکصد و پنجاه  پاداش و

 نیکی دارد .

و کسانی که قرآن را نخوانده اند از آنچه که از قرآن بلد هستند ،

بخوانند مثلا سوره فاتحه که خداوند آن را برابر کُل قرآن آورده

 است .

بنابر آیه 87 سوره حجر : پاداش خواندن سوره حمد یا سوره فاتحه

برابر با  خواندن کل قرآن است و تمامی افراد با سواد و بی سواد

 می توانند آن را بخوانند و در هر نمازی آن را تکرار نمایند .

البته لازم است هنگام  خواندن سوره حمد تامل کنیم و با نیت

 خالص و با این اعتقاد که دارای آن همه ثواب است امید است

ثواب خواندن کل قرآن را دریافت نماییم .



به روایت ترمذی ، ریاض الصالحین : ص 613  ترجمه عبدالله خاموش هروی








چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394
ن : مادر جوانرودی نظرات

چگونه انتقاد کنیم ولی نرنجانیم ؟

کلمات کلیدی : چگونه انتقاد کنیم ؟ , دیگران را نرنجانیم , انتقاد کردن ,



















برگرفته از مجله ی  راز  :

اولین توصیه ی من این است که انتقاد نکنید !

کسی از انتقاد خوشش نمی آید . اگر می خواهید عزیز و دوست داشتنی

 باشید انتقاد نکنید ، چون انتقاد کردن شما را عزیز نمی کند . تنها زمانی

 انتقاد کنید که :

1 حریم شما مورد تعدی قرار گرفته .

2 حقی از شما ضایع شده .

3 نیاز مهم شما مورد بی توجهی قرار گرفته .

در غیر اینصورت ، نیازی نیست انتقاد کنید . با احتیاط عمل کنید : زیرا شما

نمی خواهید رابطه را تخریب کنید
، بلکه هدف شما از انتقاد سازنده ،

بهبود رابطه و رسیدن به خواسته هایتان است . پس بی محابا نباشید .

نسنجیده حرف نزنید . در مورد مطلبی اگر می خواهید بیان کنید ،

فکر کنید .

اگر لباسی به تن کسی زشت است ، به روی خودتان نیاورید .

اگر رفتاری را برازنده نمی دانید ، چرا باید مردم را اصلاح کنید ؟ اگر به شما

آسیبی نمی رساند بی خیال شوید ، لبخند بزنید و به خود بگویید : از

کجا معلوم حق با من است ؟

شاید هم این رفتار پسندیده است و من اشتباه می کنم .

اگر فکر می کنید دیگری باید کسب و کارش را به شکل خاصی اداره کند تا

 سود دهی داشته باشد ، تا وقتی نظر شما رو نپرسیده ، نیازی نیست

 اظهار نظر کنید .

اگر فکر می کنید حق دارید راه بیفتید و از همه کس و همه چیز ایراد

بگیرید و اسم  این کار را انتقاد سازنده  بگذارید ، سخت در اشتباه

هستید . این عمل خالی کردن خشم است . نام این کار  داشتن

زبان گزنده و نیش زننده است .

اگر مطمئن هستید لازم است انتقاد کنید قبل از بیان انتقاد ، دست

 کم از سه ویژگی طرف مقابل تعریف کرده و سپس انتقاد کنید .

یعنی ساندویچی بسازید از سه لایه تحسین و یک لایه ی باریک انتقاد !

تا  طرف مقابل بتواند دستپخت شما را بخورد و بالا نیاورد !

اگر می خواهید عزیز و دوست داشتنی باشید ، انتقاد نکنید ،

زیرا هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید .

(مجله ی راز )




شنبه 22 فروردین 1394
ن : مادر جوانرودی نظرات

وقتی خاک را...برروی عزیزترین....

کلمات کلیدی : دنیا دار فانی , جملات زیبا , ذکر الله متعال ,



کسانی که داری می ریزی...
بعدازآنکه دارفانی....
راوداع گفته اند...
آن هنگام می فهمی...
که دنیاخیلی ...
بی ارزش است....
وماندن درآن...
طولی نخواهدکشید....
خدارحمت کند...
همه عزیزان مان....
راکه رفته اند....


روزها می گذرد...
چیزجدیدی نیست...
هفته به پایان می رسد...
هفته دیگری آغازمی شود...
کار...
بچه ها...
درس....
خواب...
وآخرهفته رابا دیدوبازدید
به پایان می رسانیم...


روزهاپشت سرهم می گذرد...
وهرروزازعمرمان کم می شود...
وهمه ما بدون شک احساس
دلتنگی می کنیم...

اما بااین وجودهیچگاه...
احساس حسرت نمی کنیم...
برروزهایی که گذشت...
همه ما باورداریم...
عمردوباره بازنمی گردد...


پس کمی ازوقتت...
راقرآن بخوان....
مشغول ذکرباش...
استغفارکن...
برپیامبرصلوات بفرست...
برای..
پدرومادرت...
فرزندانت...
عزیزانت...
دعاکن...


به یاد داشته باش که اهل بهشت
برچیزی حسرت نخوردند الا
ساعتی که درآن ذکرخدا
راانجام نداده اند....



جمعه 17 بهمن 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

صلوات فرستادن بر نبی اکرم صل الله علیه و سلم ...

کلمات کلیدی : بارش باران رحمت , صلوات بر پیامبر اکرم صل الله علیه و سلم , عکس طبیعت ,



  صلوات فرستادن ، جهت بارش باران رحمت الهی

سهم شما فقط 3 صلوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و علی آله و صحبه و سلم 
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ علی آله و صحبه و سلم 
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ علی آله و صحبه و سلم







چهارشنبه 26 آذر 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

*زندگی برتر*

کلمات کلیدی : زندگی برتر , شروع هر روز با سبحان الله و بحمده , بخشش گناهان , عکس ,



هر روز می توانیم ...

با ساده ترین اعمال نزدیکی و محبت الله را به دست بیاوریم

برای مثال : به زبان آوردن محبوبترین سخن نزد الله که

 ذکر (سُبحانَ اللهِ وَ بِحَمدِه) است

هر روز هر ساعت و هر وقت که بخواهیم می توانیم این ذکر زیبا را با خو د

بگویی
م که به غیر  از نزدیکی الله باعث بخشش گناهان نیز می شود.

رسول الله (صلی الله علیه و اله وسلم) می فرمایند :

هر که در روز صد بار بگوید : سُبحانَ اللهِ وَبِحَمدِه گناهانش فرو می‌ریزند

حتی اگر به مانند کف دریا باشند ...

متفق علیه




شنبه 4 مرداد 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

سفره ی خدا

کلمات کلیدی : سفره ی خدا , قرآن , عبدالله بن مسعود ,


عبدالله بن مسعود  رضی الله عنه گفته است :

هر صاحب سفره ای دوست دارد  که شاهد حضور مردم

بر سر سفره  خود باشد و سفره ی  خدا هم قرآن است
.


کتاب همان ص 203


دوشنبه 23 تیر 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

سعادت و خوشبختی در چیست ؟

کلمات کلیدی : خوشبختی و سعادت بشری , زندگی سعادتمند , همسر , جوانرود ,


  خوشبختی آدمی در پنج چیز است :

1 : همسر موافق و همفکر

2 :  فرزندان نیکوکار

3 : برادران پرهیزگار

4: همسایگان صالح

5: منبع درآمدی که در شهر اوست
.





چهارشنبه 14 خرداد 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﮕﻔﺖﺍﻧﮕﻴﺰ ﺣﺎﺗﻢ ﺍﺻﻢ

کلمات کلیدی : زندگی شگفت انگیز حاتم اصم , خاطرات زیبا , دختر خردسال , کودک , جوانرود ,


 

ﺣﺎﺗﻢ ﺍﺻﻢّ ﺍﺯ ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ ﻭ ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﻋﺼﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ

ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﻌﻴﺸﺖ ﺑﺎ ﻋﺎﺋﻠﻪﺍﺵ ﺩﺭ ﻛﻤﺎﻝ ﺳﺨﺘﻰ ﻭ ﺩﺷﻮﺍﺭﻯ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻰﺑﺮﺩ، ﻭﻟﻰ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ

ﻭ ﺗﻮﻛّﻞ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩﺍﻯ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﻖ ﺩﺍﺷﺖ .

ﺷﺒﻰ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ، ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺣﺞ ﻭ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻛﻌﺒﻪ ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﺷﻮﻕ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻭ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ

ﻛﻌﺒﻪ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﺤﻠّﻰ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﭘﻴﺸﺎﻧﻰ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﺳﺎﻳﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺩﻟﺶ

ﺭﺍ ﺗﺴﺨﻴﺮ ﻭ ﻗﻠﺒﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﻳﺎﻳﻰ ﺍﺯ ﺍﺷﺘﻴﺎﻕ ﻛﺮﺩ .

ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ، ﺯﻥ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﻄﺎﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ : ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﻣﻦ

ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻛﻨﻴﺪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻣﺸﺮﻑ ﺷﻮﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻢ . ﻫﻤﺴﺮﺵ

ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻓﻘﺮ ﻭ ﭘﺮﻳﺸﺎﻧﻰ ﻭ ﺗﻬﻰﺩﺳﺘﻰ ﻭ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻰ ﻭ ﻋﺎﺋﻠﻪ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﻭ ﻣﻌﻴﺸﺖ ﺗﻨﮓ،

ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻣﺎ ﺭﻭﺍ ﻣﻰﺩﺍﺭﻯ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻛﻌﺒﻪ ﺭﻭﻯ؟ ﺍﻳﻦ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺑﺮ ﻛﺴﻰ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ

ﻛﻪ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺑﺎﺷﺪ . ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻣﺎﺩﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺼﺪﻳﻖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻣﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ ﻛﻮﭼﻜﺶ

ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﺯﺑﺎﻧﻰ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﻔﺖ: ﭼﻪ ﻣﺎﻧﻌﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﻡ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﻴﺪ ﻋﺎﺯﻡ ﺍﻳﻦ

ﺳﻔﺮ ﺷﻮﺩ؟

ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﻫﺮﺟﺎ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﻭﺩ، ﺭﻭﺯﻯﺑﺨﺶ ﻣﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﺪﺭ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻭ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻯ

ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍﻯ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﺭﻭﺯﻯ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺩﻳﮕﺮ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪﺍﻯ ﻏﻴﺮ ﭘﺪﺭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ .

ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻮﺷﻴﺎﺭ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﭘﺪﺭﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺧﺎﻧﻪ ﺣﻖ

ﺭﻭﺩ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﺪ .

ﺣﺎﺗﻢ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺳﻔﺮ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ ﺣﺎﺟﻴﺎﻥ ﻋﺎﺯﻡ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺷﺪ .

ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎﻥ ﻭﻗﺘﻰ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺣﺎﺗﻢ ﻭ ﻋﻠّﺖ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﻳﺪﻥ

ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻼﻣﺘﺶ ﮔﺸﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻓﻘﺮ ﻭ ﺗﻬﻰﺩﺳﺘﻰ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺩﻯ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ

ﺭﻭﺩ، ﺍﻳﻦ ﺳﻔﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﻰﺍﻧﺠﺎﻣﺪ، ﺑﮕﻮ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺕ ﻃﻮﻻﻧﻰ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ

ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﻛﺮﺩ؟

ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺣﺎﺗﻢ ﻫﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﻌﻨﻪ ﮔﺸﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻛﻮﭼﻚ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺗﻴﺮ ﻣﻼﻣﺖ

ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﻟﺐ ﺍﺯ ﺳﺨﻦ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻯ ﻭ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﻰﻛﺮﺩﻯ ﻣﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ

ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﻤﻰﺩﺍﺩﻳﻢ .

ﺩﺧﺘﺮ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﻭ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺷﺪّﺕ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺍﺷﻜﻬﺎﻯ ﺧﺎﻟﺼﺶ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ

ﺑﻰﮔﻨﺎﻫﺶ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺎﻝ ﻣﻠﻜﻮﺗﻰ ﻭ ﻋﺮﺷﻰ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ !

ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻭ ﻛﺮﻡ ﺗﻮ ﻋﺎﺩﺕ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻥ ﻧﻌﻤﺖ ﺗﻮ ﺑﻬﺮﻩﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ

ﺿﺎﻳﻊ ﻣﮕﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﻧﺰﺩ ﺁﻧﺎﻥ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﻣﻜﻦ .

ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﺟﻤﻊ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺘﺤﻴّﺮ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﻜﺮ ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﻗﻮﺗﻰ ﺑﺮﺍﻯ

ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺍﻣﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﻧﺪ، ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺣﺎﻛﻢ ﺷﻬﺮ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺷﻜﺎﺭ ﺑﺮﻣﻰﮔﺸﺖ ﻭ ﺗﺸﻨﮕﻰ

ﺷﺪﻳﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻀﻴﻘﻪ ﻭ ﺳﺨﺘﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻋﺪﻩﺍﻯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺁﻥ ﻓﻘﻴﺮﺍﻥ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﻭ

ﻣﺤﺘﺎﺟﺎﻥ ﺗﻬﻰﺩﺳﺖ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭ ﺁﺏ ﺑﻴﺎﻭﺭﻧﺪ .

ﺁﻧﺎﻥ ﺣﻠﻘﻪ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺯﺩﻧﺪ، ﻫﻤﺴﺮ ﺣﺎﺗﻢ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻛﻴﺴﺘﻴﺪ ﻭ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﺩﺍﺭﻳﺪ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ :

ﺣﺎﻛﻢ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺷﺮﺑﺘﻰ ﺁﺏ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ . ﺯﻥ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﮕﺮﻳﺴﺖ ﻭ

ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﻣﺎ ﺩﻳﺸﺐ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺑﺮﺩﻳﻢ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺣﺎﻛﻢ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺷﺪﻩ ﻭ

ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺏ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ !!

ﺳﭙﺲ ﻇﺮﻓﻰ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺁﺏ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻧﺰﺩ ﺍﻣﻴﺮ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻇﺮﻑ ﻇﺮﻓﻰ ﺳﻔﺎﻟﻴﻦ ﺍﺳﺖ

ﻋﺬﺭﺧﻮﺍﻫﻰ ﻧﻤﻮﺩ .

ﻣﻴﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﭘﺮﺳﻴﺪ : ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻣﻨﺰﻝ ﻛﻴﺴﺖ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺣﺎﺗﻢ ﺍﺻﻢ ﻛﻪ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ ﻭ ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ

ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺷﻨﻴﺪﻩﺍﻳﻢ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﺵ ﺩﺭ ﻛﻤﺎﻝ ﺳﺨﺘﻰ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻰﺑﺮﻧﺪ .

ﺣﺎﻛﻢ ﮔﻔﺖ : ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺯﺣﻤﺖ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﺏ ﺧﻮﺍﺳﺘﻴﻢ، ﺍﺯ ﻣﺮﻭّﺕ ﺩﻭﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻣﺜﺎﻝ

ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺘﻤﻨﺪﺍﻥ ﺯﺣﻤﺖ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ . ﺍﻳﻦ ﺑﮕﻔﺖ ﻭ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪ

ﺯﺭّﻳﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ : ﻫﺮﻛﺲ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ

ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ . ﻫﻤﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪﻫﺎﻯ ﺯﺭﻳﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻪ

ﺩﺭﻭﻥ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ . ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻧﺪ ﺣﺎﻛﻢ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭﻭﺩ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺩ،

ﻫﻢﺍﻛﻨﻮﻥ ﻭﺯﻳﺮ ﻣﻦ ﻗﻴﻤﺖ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻰﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻰﺑﺮﺩ .

ﭼﻴﺰﻯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻧﺸﺪ ﻛﻪ ﻭﺯﻳﺮ ﭘﻮﻝ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻫﻤﺴﺮ ﺣﺎﺗﻢ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻛﻤﺮﺑﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ

ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﺩ !!

ﭼﻮﻥ ﺩﺧﺘﺮﻙ ﺍﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ، ﺍﺷﻚ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻥ ﺭﻳﺨﺖ . ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺑﺎﻳﺪ ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﻰ ﻧﻪ

ﮔﺮﻳﺎﻥ، ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍﻯ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﭘﺮﺗﻮﻯ ﺍﺯ ﻟﻄﻔﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭼﻨﻴﻦ ﮔﺸﺎﻳﺸﻰ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ

ﻣﺎ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﺮﺩ . ﺩﺧﺘﺮﻙ ﮔﻔﺖ: ﮔﺮﻳﻪﺍﻡ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺩﻳﺸﺐ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺑﺎﻟﻴﻦ ﻧﻬﺎﺩﻳﻢ

ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺨﻠﻮﻗﻰ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﻈﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻰﻧﻴﺎﺯ ﺳﺎﺧﺖ، ﭘﺲ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍﻯ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ

ﻧﻈﺮ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ ﺁﻥ ﻧﻈﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ؟ ﺳﭙﺲ ﺑﺮﺍﻯ ﭘﺪﺭﺵ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﺩﻋﺎ ﻛﺮﺩ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﭼﻨﺎﻥ

ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﺮﺣﻤﺖ ﻛﺮﺩﻯ ﻭ ﻛﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪﻯ، ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﭘﺪﺭﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﻈﺮﻯ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻭ

ﻛﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺑﺮﺳﺎﻥ .

ﺍﻣﺎ ﺣﺎﺗﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﺑﺎ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺣﺞ ﻣﻰﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﻛﺴﻰ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ ﻓﻘﻴﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻧﺒﻮﺩ،

ﻧﻪ ﻣﺮﻛﺒﻰ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﻮﺩ، ﻧﻪ ﺗﻮﺷﻪ ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻬﻰ ﻛﻪ ﺳﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﻰ

ﻃﻰ ﻛﻨﺪ، ﻭﻟﻰ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﻰﺷﻨﺎﺧﺘﻨﺪ ﻛﻤﻚ ﻧﺎﭼﻴﺰﻯ ﺑﺪﺭﻗﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻭ

ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ .

ﺷﺒﻰ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﺤﺎﺝ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺷﺪﻳﺪﻯ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪ؛ ﻃﺒﻴﺐ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﺍﺯ ﻣﻌﺎﻟﺠﻪﺍﺵ ﻋﺎﺟﺰ ﺷﺪ، ﺍﻣﻴﺮ

ﮔﻔﺖ : ﺁﻳﺎ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﻛﺴﻰ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﻫﻞ ﺣﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﺪ، ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻪ

ﺩﻋﺎﻯ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﻼ ﻧﺠﺎﺕ ﻳﺎﺑﻢ . ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺁﺭﻯ، ﺣﺎﺗﻢ ﺍﺻﻢ . ﺍﻣﻴﺮ ﮔﻔﺖ:

ﻫﺮﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﻟﻴﻦ ﻣﻦ ﺣﺎﺿﺮ ﻛﻨﻴﺪ . ﻏﻼﻣﺎﻥ ﺩﻭﻳﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺍﻣﻴﺮ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ . ﺣﺎﺗﻢ

ﺳﻼﻡ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺍﻣﻴﺮ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻔﺎﻯ ﺍﻣﻴﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ؛ ﺍﺯ ﺑﺮﻛﺖ ﺩﻋﺎﻳﺶ ﺍﻣﻴﺮ

ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻳﺎﻓﺖ، ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﻣﻴﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ، ﭘﺲ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﻣﺮﻛﺒﻰ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ

ﻭ ﻣﺨﺎﺭﺟﺶ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﺣﺞ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﻭﻯ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ .

ﺣﺎﺗﻢ ﺍﺯ ﺍﻣﻴﺮ ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺷﺐ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﻰ ﺧﺎﺹ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﻯ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﻭ ﻧﻴﺎﺯ

ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ، ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺑﺴﺘﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺷﻨﻴﺪ ﮔﻮﻳﻨﺪﻩﺍﻯ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ :

ﺍﻯ ﺣﺎﺗﻢ ! ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺍﺻﻼﺡ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺑﺮ ﻣﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺎ ﻫﻢ ﻟﻄﻒ

ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺎﻝ ﺍﻭ ﻣﻰﻛﻨﻴﻢ، ﺍﻳﻨﻚ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺖ ﻣﺒﺎﺵ، ﻣﺎ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻣﻌﺎﺵ

ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩﻳﻢ . ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﺣﻤﺪ ﻭ ﺛﻨﺎﻯ ﺍﻟﻬﻰ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ

ﻋﻨﺎﻳﺖ ﺣﻖ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪ .

ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﺑﺮﮔﺸﺖ، ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻟﺶ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻥ ﺍﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻰ

ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻭﻟﻰ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ ﻣﺤﺒﺖ ﻭﺭﺯﻳﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺖ

ﻭ ﺑﻮﺳﻴﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻛﻮﭼﻚﻫﺎﻯ ﻇﺎﻫﺮﻯ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﻃﻦ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉﺍﻧﺪ، ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮒﺗﺮ

ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺳﻦّ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﻰﻛﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻛﻪ ﻣﻌﺮﻓﺘﺶ ﺩﺭ ﺣﻖ ﺍﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﻈﺮ ﺩﺍﺭﺩ،

ﭘﺲ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺩ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﺮ ﺍﻭ، ﺯﻳﺮﺍ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻨﺪ ﻭﻯ ﺭﺍ ﻭﺍ

ﻧﻤﻰﮔﺬﺍﺭﺩ .

ﭘﺎﯾﮕﺎﻩ ﻋﺮﻓﺎﻥ


شنبه 20 اردیبهشت 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

مسجدی زیبا در کشور آلمان

کلمات کلیدی : عکس , مساجد زیبای دنیا , کشور آلمان , سبحان الله و بحمده سبحان الله العظیم ,



سبحان الله و بحمده سبحان الله العظیم




سه شنبه 9 اردیبهشت 1393
ن : مادر جوانرودی نظرات

آیا لازم است که پوشش و حجاب زن به رنگ سیاه باشد

کلمات کلیدی : پوشش و حجاب زن , رنگ سیاه برای پوشش زنان , زنان و حجاب , زن , عکس ,


 

در حدیث وارد شده که زنان صحابه لباس سیاه می پوشیدند،چنانکه ام سلمه

رضی الله عنها روایت می کند بعد از نازل شدن این آیه:

( یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ) زنان انصار که‌ از خانه‌های‌ خود بیرون‌ می‌آمدند،

چنان‌ با وقار و آرام‌ راه‌ می‌رفتند که‌ گویی‌ بر سر آنان‌ کلاغ‌ نشسته ‌است‌

در حالی‌ که‌ جامه‌های‌ سیاهی‌ پوشیده‌ بودند»

 

آیا حرام است که زن لباسهای ساتر اما رنگی بپوشد؟ و منظور چیست

که می گویند پوشش حجاب نباید زینت داشته باشد؟

 

مشروط نشده که پوشش حجاب به رنگ سیاه باشد، زن می تواند لباس

با هر رنگی بپوشد بشرطیکه رنگ آن مخصوص مردان نباشد، و لباسی

نپوشد که در آن زینتی باشد، یعنی : لباس مزین و آرایش شده باشد بگونه ایکه

نگاه مردم را به سوی خود جلب کند، به دلیل عمومیت آیه :

« وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ» (نور 31). یعنی : « و زینت خود را آشکار ننمایند».

لباس مزین نیز داخل در عموم این آیه می شود.

 

همچنین از ابوهریره رضی الله عنه رایت است که رسول خدا صلی الله علیه وآله

وسلم فرمودند : « لا تَمْنَعُوا إِمَاءَ اللَّهِ مَسَاجِدَ اللَّهِ، وَلَکِنْ لِیَخْرُجْنَ وَهُنَّ تَفِلاتٌ»

أبو داود (565).

 

یعنی : «زنان را از رفتن به مساجد منع نکنید لیکن آنان، بدون استعمال بوی

خوش بیرون شوند».

 

علامه عظیم آبادی در " عون المعبود" در شرح این حدیث گفته : «منظور از

(تفلات) یعنی معطر ساختن خود .. و از معطر ساختن نهی شدند تا مبادا مردان

با رایحه آن تحریک شوند، و هرآنچه در معنای آن باشد یعنی محرک و برانگیزاننده

شهوت باشد همین حکم را دارد، مثل البسه و زیور آلات که اثر آن ظاهر می شود

و زینت فاخر».

 

پس بر زن واجب است که هرگاه بر مردان بیگانه روبرو شد از پوشیدن لباسهای

منقوش و زینت شده که انظار مردها را جلب می کند خودداری نماید.

 

در فتاوی هیئت دائمی افتاء آمده : «برای زن جایز نیست با لباسی بیرون رود که

آرایش شده (زینتی) و جلب کننده نگاهها باشد، زیرا این پوشش دل مردان را می رباید

و آنان را در دینشان در فتنه می اندازد، و علاوه بر آن ممکن است منجر به هتک

حرمت خود آنان نیز بشود»

فتاوی الجنة الدائمة (17/100)

و باز گفتند : «لباس زن مسلمان تنها به رنگ سیاه محدود نیست، و می تواند هر رنگی

را بپوشد بشرطیکه عورت او را بپوشاند و مشابه (پوشش) مردان نباشد، همچنین تنگ

نباشد که اعضای بدنش را برجسته کند، و یا شفاف نباشد که پشت آن دیده شود،

و فتنه برانگیز نباشد».

 

فتاوی الجنة الدائمة (17/108).

و باز گفتند : «پوشش سیاه در مورد زنان مشخص نشده، آنها می توانند لباسهای زنانه

با رنگهای دیگر هم بپوشند، بشرطیکه جلب توجه نکند و فتنه برانگیز نباشد»

فتاوی الجنة الدائمة (17/109).

 والله اعلم

فأسأل الله الكریم أن یصلح أحوال نساء المؤمنین 

اللهم ارزقهن الستر و العفاف والحیاء و الحشمة 

اللهم اغفر لنا وارحمنا وتب علینا . اللهم قنا عذاب القبر وعذاب النار
 
وأدخلنا جنة الفردوس الأعلى بلا حساب ولا عقاب .

والحمد لله وصلى وسلم على نبینا محمد وعلى آله وصحبه أجمعین

آمین یا ارحم الراحمین




سه شنبه 27 اسفند 1392
ن : مادر جوانرودی نظرات

سبحان الله و بحمده

کلمات کلیدی : بهترین کلام نزد الله , سبحان الله و بحمده , امام محمد بن محمد جرزی ,


پسندیده ترین سخن نزد الله  سبحان ربی و بحمده است .

و هر کس یکبار سبحان الله و بحمده  بخواند ، درختی برای

او در بهشت کاشته می شود . و در روایتی آمده که این کلمه

محبوبترین کلمه نزد الله است و این همان کلمه ای است که

حضرت نوح فرزندش را به آن دستور داده ، به راستی این کلمه

 دعای تمام مخلوق و تسبیح  آن هاست و به وسیله آن رزق

داده می شو ند .
    (  مسلم )

 

از کتاب ترجمه حصن الحصین از امام محمد بن محمد جرزی ( رح)




یکشنبه 6 بهمن 1392
ن : مادر جوانرودی نظرات

به معبود کسانی که غیر خدا را می خوانند دشنام ندهید :

کلمات کلیدی : فوش وبد بیراه گفتن به هم دینان , فوش دادن به غیر خدایان , سوره انعام , نصیحت و پند قرآنی ,


وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ كَذَٰلِكَ زَیَّنَّا

لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا یَعْمَلُونَ

به معبود کسانی که غیر خدا را می‌خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها نیز از

روی ظلم و جهل، خدا را دشنام دهند! اینچنین برای هر امّتی عملشان

را زینت دادیم سپس بازگشت همه آنان به سوی پروردگارشان است؛

و آنها را از آنچه عمل می‌کردند، آگاه می‌سازد و پاداش و کیفر می‌دهد


سوره انعام آیه 108


دوستان خوبم یادمان باشد به هم وطنانمان در مورد مذهبشان و عقایدشان فوش و بد و بیراه

نگوییم مبادا آنها در صدد انتقام برآیند و به اصحاب و یاران حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم

ناسزا بگویند . به نظر من این آیه فقط شامل الله جل جلاله نیست . بلکه شامل پیامبر و یاران با وفایش

نیز می باشد . پس هنگام صحبت و تبادل نظر با هم دینانمان  مواظب گفتار مان باشیم .

ان شاءالله



یکشنبه 29 دی 1392
ن : مادر جوانرودی نظرات

در جواب این آقای محترم :

کلمات کلیدی : ابوهریره رض , صحیح مسلم , صحیح بخاری , اهل سنت و جماعت ,



بازم سلام ،خیلی جالب است که شما جملات ابو هریره کذاب
 
 رامی آورید که خود خلفاء این آدم رو بخاطر اعمالش شلاق زدند.

شنبه 28 دی 92 08:58



..........


چرا اهل بدعت به ابوهریره رضی الله عنه اتهام می زنند و
 
 شخصیت وی را تخریب می کنند؟


ایا ابوهریره حدیث جعل می کرد؟؟؟گفته می شه که کسی پیازهاش به فروش

 نمی رفته بهش پول دادن بعد حدیثی ساخته و گفته هر کس از این پیاز بخوره

 عذاب جهنم نمی بینه؟؟؟



بر طبق اتفاق علمای بزرگوار اسلام، دو کتاب صحیح بخاری و مسلم بعد از

 قرآن و کلام الله، صحیح ترین کتاب بر روی زمین هستند، زیرا آن دو کتاب

 محتوی احادیث صحیح پیامبر صلی الله علیه وسلم هستند، و امت بر صحت

آن کتاب اتفاق نظر دارند.


حال دشمنان سنت و کسانی که بر راه بدعت و خرافات قرار گرفته اند، هنگامی

 که به احادیث بخاری و مسلم نگاه می کنند، می بینند که اکثر احادیث موجود در

 این دو کتاب بر ضد منهج فاسد آنها می باشد و عقیده ی پلید آنها را مورد نقادی

 قرار می دهد،

 آنها خوب می دانند که احادیث بخاری و مسلم آنقدر از لحاظ سند محکم هستند

 که توانایی مبارزه ی علمی با آن احادیث را ندارند، پس چگونه می توانند

 احادیث آن دوکتاب را نامعتبر جلوه بدهند؟ زیرا آنها قصد دارند تا احادیثی

 که مخالف بدعت و خرافات آنهاست ضعیف و بی اعتبار شوند تا خود و

منهجشان را در دایره ی امنی قرار دهند که با کتاب و سنت مخالفتی نداشته

 باشد، پس یکی از راههای رسیدن به این هدف پلید اینست که

 کتاب و سنت صحیح را مورد طعن قرار دهند، و لذا می بینیم که معتقد هستند

 که قرآن تحریف شده است و قرآن واقعی نزد امام زمانشان است!!


از آن طرف احادیث صحیح بخاری و مسلم را نشانه گرفته اند و قصد دارند

آن دو کتاب را از اعتبار ساقط کنند، و خوب می دانند که برای رسیدن به این

هدف نمی توانند سند احادیث آن دو کتاب را مورد هجوم قرار دهند، پس

مشکل چگونه حل می شود؟؟!

آری، راه دیگر برای بی اعتبار کردن این دو کتاب اینست که:

با دروغ سازی و شایعه پراکنی در بین مردمانی که از این مباحث سر در

نمی آورند، راویان احادیث بخاری و مسلم را نشانه می گیرند و آنها را

بگونه ای معرفی می کنند که نزد مخاطبان زشت و منفور و کذاب و دروغگو

جلوه شوند! پس اگر بتوانند با شایعه پراکنی راویان بخاری و مسلم را منفور

کنند، تا حدودی در بین طبقه ی ناآگاه در مسائل شرعی به هدف فاسدشان خواهند

رسید، بدین ترتیب هرگاه آن مردم بیچاره حدیثی را از یکی از راویان بخاری و

مسلم شنیدند، همان اتهام وارد شده از طرف دشمنان بخاری ومسلم را بیاد

می آورند و لذا به احادیث بخاری و مسلم توجه نمی کنند!!

آری، این حربه ی ننگینی است که فقط از عهده ی مبتدعان و خرافیون بر می آید،

زیرا آنها از دروغ و اتهام واهمه ای ندارند و حتی دروغ و افترا را در مواقعی

واجب دانسته و بمانند عبادت بدان می نگرند.

 

می دانیم که ابوهریره رضی الله عنه یکی از شاگردان تیزهوش علاقمند به یادگیری

از پیامبر صلی الله علیه وسلم بود، و ابوهریره رضی الله عنه از جمله کسانی بود

که احادیث زیادی را از رسول خدا صلی الله علیه وسلم برای مردم و تابعین بازگو

کرده است، زیرا او ذهن تیز و حافظه ای قوی داشت و مدام همدم رسول خدا

صلی الله علیه وسلم بود تا از ایشان بیاموزند، و بر اساس گفته ی علما حدود

(5374) حدیث از ابوهریره رضی الله عنه ثابت شده است.

همچنین ابوهریره رضی الله عنه یکی از راویان کتاب بخاری و مسلم است،

و همانطور که سابقا گفتیم اهل بدعت برای خدشه دار کردن احادیث بخاری

و مسلم به راویان احادیث کتاب آنها یورش بردند و با افترا و کذب و شایعه

پراکنی کوشیدند تا آن راویان را منفور ودروغگو معرفی کنند، تا از احادیث

آن دو کتاب که مخالف با منهج فاسدشان است در امان بمانند.

یکی از این قربانیان، ابوهریره رضی الله عنه بود، آری، اهل بدعت با اتهام

و دروغسازی و بهتان و گاهی با قیچی کاری و اقوال شاذ و بی اساس،

این شخصیت برجسته را مورد هجوم خود قرار داده اند، تا وی را زشت

و منفور کنند و از ‏(5374) حدیث راویت شده توسط ابوهریره خلاص

شوند! یعنی با تخریب شخصیت یکی از صحابه های پیامبر صلی الله

علیه وسلم براحتی موفق می شوند تا (5374) حدیث را از سر راه خود

بردارند!

[آری این عمل] شبهه‌افکنی پوچی است که می‌خواهند به وسیله‌ی آن در

صحت همه‌ی احادیث روایت شده، تشکیک ایجاد کنند. و البته اینگونه

افتراها از سوی کینه توزان وغرض ورزان نسبت به اصحاب رسول

خدا صلی الله علیه وسلم ، عجیب نیست وتازگی ندارد،

اگر آنها به خود جرئت می دهند و به امهات المومنین عایشه رضی الله

عنها اتهام می زنند، همانکسی که همدم و همسر فداکار پیامبر خدا صلی

الله علیه وسلم بود و همانکسی که خداوند متعال چندین آیه را در تبرئه و

حمایت از وی نازل فرمود، و به همگان هشدار داد که به زنان پاکدامن اتهام

وارد نکنند، ولی باز این کینه توزان از هشدارهای خدا نیز هراس نداشتند و به

ایشان اتهام واردمی کنند، آری، اگر آنها بدون توجه به هشدارهای خداوند متعال

با کمال جرئت به ام المومنین عیشه رضی الله عنه اتهام می زنند، چطور به

ابوهریره رضی الله عنه اتهام وارد نمی کنند که آیه ای در باره ی وی نازل

نشده؟!!

ولی متاسفانه بعضی از مردم که آگاهی لازم بر بر مباحث علم روایت و

علم جرح و تعدیل و علم رجال ندارند، لذا فریب این افتراها را می خورند

و طعمه ی مناسبی برای دشمنان ابوهریره هستند.

در حقیق کسانی که به صحابی رسول خدا صلی الله علیه وسلم ، یعنی

ابوهریره رضی الله عنه اتهام دروغگویی می زنند، خود کذاب و دروغگو

هستند!

آیا می توان ادعا و سخن یک دروغگو را پذیرفت که به شخصی اتهام

دروغگویی می زند؟!

مثل اینکه شخصی دروغگو بگوید: فلانی دروغگو است!!

آیا انسان عاقل سخن و ادعای دروغگو را قبول می کند؟!

خداوند متعال می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا

قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَی مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ » (حجرات 6).

یعنی: ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد،

درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده

خود پشیمان شوید.

 

ابوهریره رضی الله عنه می گوید: ای رسول خدا! بسیاری از سخنانی را که از شما

می شنوم، فراموش می کنم. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «چادرت را پهن

کن».من چادرم را پهن کردم و ایشان دو مشت در آن گذاشت و سپس فرمود:

«آنرا جمع کن».من آنرا جمع کردم. بعد از آن، چیزی را فراموش نکردم.

بخاری (119).

بنابراین به برکت دعا و فعل پیامبر صلی الله علیه و سلم، ابوهریره حفظش قوی

بود واحادیث را فراموش نمیکرد، ولی اگر شما تأمل نمایید خواهید یافت که

برکت (دعا و فعل)پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد  ابوهریره رضی الله

عنه در میان بقیه ی صحابه رضی الله عنهم اصابت نکرد، اما ابوهریره

رضی الله عنه بر حفظ (علمی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم یاد می گرفت )

همت می کرد و بر آنحریص بود و از فراموشی خود نگران بود و قلبا شیفته ی

یادگیری و آموزش و خواهان آموختن بود، از هر چیزی دست برداشته بود..

  و برای خود شغلی نداشت جز اینکه بهحفظ علم از پیامبر صلی الله علیه وسلم

مشغول بود، و به همین دلیل (آموختن) علم اولین خواسته برای او نزد پیامبر

صلی الله علیه وسلم بود چنانکه روزی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به او

گفت: (آیا از این غنایم از من سوال نمی کنی؟) ابوهریره گفت: از شما می

خواهم آنچه را که خداوند به شما یاد داده به من یاد دهید...( الی آخر حدیث).

ابوهریره (رضی الله عنه) به حافظه‌ی خود بسیار اعتماد داشت و بدان

تکیه می‌کرد. او اعتماد فراوانی به خود داشت و هیچ مانعی نمی‌‌دید که

آشکارا و بی‌پروا بگوید من

هیچ یک از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) را سراغ ندارم که

بیشتر از من احادیث رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) را از حفظ داشته

باشد.

( ابن سعد ج 4/ص332 بسند صحیح)

 این امر هم به این دلیل است که او زمان مصاحبت خود با رسول خدا

(صلی الله علیه وسلم) را به حفظ احادیث وی اختصاص ‌داده بود و در این

زمینه می‌گوید:"سه سال تمام رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) را مصاحبت

کردم و طی این مدت هیچ چیز به اندازه‌‌ی حفظ احادیث از او برای من

اهمیت نداشت."

( بخاری ج 1/ص38)

 در روایت دیگری می‌گوید:"من در هیچ سالی به مانند این سه سال که در

خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) بودم، احادیث حفظ نمی‌کردم و

آن‌چه را که رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) می‌گفت،‌ فهم و درک

می‌کردم.

"( مسند الحمیدی ج 2/ص455 بسند صحیح).

این حرص و تاکید از سوی ابوهریره برحفظ حدیث، از وی شخصیتی

درست کرده بود که بنا به اظهار خودش، از سایر صحابه ـ به استثنای عبدالله

پسر عمرو پسر عاص ـ بیشتراحادیث از حفظ داشت. او می‌گوید:"هیچ یک از

یاران رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) بیشتر از من احادیث از حفظ نداشتند

جز عبدالله پسر عمرو پسر عاص، زیرا او علاوه بر

حفظ، احادیث را می‌نوشت، در حالی‌که من تنها حفظ می‌کردم و نمی‌نوشتم.

"( بخاری ج 1/ص38)

مشهورترین دفاع ابوهریره از خویش روایتی است که ابوهریره در مواضع

متعدد آنرا ذکر کرده و می‌فرماید:"می‌گویند ابوهریره احادیث فراوان نقل

می‌کند ـ و همه‌ی ما نزد خداوند موعدی داریم که درآن  به نزد وی برمی‌گردیم

و مورد محاسبه واقع می‌شویم و می‌گویند چرا مهاجرین و انصار مانند او احادیث

فراوان نقل نمی‌کنند؟

در پاسخ می‌گویم: برادران مهاجر در بازار مشغول کالاهای خویش بودند و

برادران انصار هم مشغول باغداری و سرمایه‌های خود، اما من مردی فقیر و

ندار بودم، همراه و ملازم رسول خدا، و در ملازمت با وی شکم خود را سیر

می‌کردم و بدین وسیله درزمانی که آن‌ها غایب بودند، من حضور پیدا می‌کردم

و آن‌چه را که آن‌ها فراموش می‌کردند من فهم می‌کردم."

در روایت امام احمد آمده است:"من مردی اعتکاف کننده[در مسجد] بودم

و بیشتر از سایرین با رسول خدا مجالست داشتم، زیرا وقتی که آن‌ها غایب

بودند من حاضر می‌شدم و آن‌گاه که دیگران فرموده‌های او را فراموش

می‌کردند، من آن‌ها را حفظ و از بر می‌کردم.

"( مسند ج 14/ص122).

در روایت دیگری از بخاری آمده است:"همیشه ملازم پیغمبر می‌بودم

تا از این طریق  شکمم را سیر کنم، زمانی‌که از خوردن خمیر [نان پخته]

و پوشیدن حریر و خدمت خدمتکار محروم بودم و جاریه‌ای به خدمت من

نمی‌ایستاد و از فرط و شدت گرسنگی شکمم را به ریگ و شن می‌چسباندم

و از این مرد و آن مرد که همراه من می‌بود، درخواست می‌کردم که آیه‌ای

بر من تلاوت کند و هدفم از این کار این بود که مرابا خود به منزل ببرد

و طعامی به من بدهد."[شرایط و ظروف دیگران چنین نبود]

بخاری ج 7/ص100

امام نووی در شرح مسلم قول ابوهریره "علی ملئ بطنی" را چنین تفسیر

می‌کند: من ملازم و همراه او بودم و به قوت روزانه راضی می‌شدم و

هیچ مالی برای ذخیره‌کردن و غیر آن جمع نمی‌کردم و بیشتر از قوت

لایموت درخواست نمی‌کردم."

این بود شرایط و ظروف ابوهریره که هر منصفی ـ چه رسد به مومن

ـ‌ گواهی می‌دهدو اعتراف می‌نماید که این شرایط به وی کمک کرده تا

خود را برای شنیدن احادیث و حفظ آن‌ها از هر عمل دیگری فارغ گرداند.




جمعه 20 دی 1392
ن : مادر جوانرودی نظرات

خصلت های ستوده اسلامی :

کلمات کلیدی : خصلت های ستوده اسلامی , سلام کردن , طعام دادن ,


متن حدیث شریف

«عن عبْد اللهِ بْنِ عَمْرٍو رضی الله عنهما أَنَّ رَجُلاً سَأَلَ النَّبِیَّ صلى الله علیه

 وآل وسلم أَیُّ الإِسْلامِ خَیْرٌ قَالَ: تُطْعِمُ الطَّعامَ وَتَقْرَأُ السَّلامَ عَلى مَنْ

عَرَفْتَ وَمَنْ لَمْ تَعْرِفْ».

«از عبدالله پسر عمرو رضی الله عنهما روایت است كه فرمود: مردى از پیغمبر صلى الله علیه

 

وآله وسلم پرسید: كدام خصلت و اخلاق اسلامى بهتر و نیكوتر است؟ پیغمبرص فرمودند:

 

1 طعام دادن به دیگران، و2 سلام كردن بر هر كسى، خواه او را بشناسى یا   نشناسی




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]