شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic
 

یکشنبه 30 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

برخیز و مخور غم جهان گذران...

کلمات کلیدی : برخیز و مخور غم جهان گذران... , بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر , حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است , برخی از شعرهای خیام همین , این نیز بگذرد... ,


دیده‌وران معنوی همواره ما را به گذرایی و ناپایداری

 جهان، التفات و تذکر می‌دهند. به اینکه هستی

و احوال آن مدام دستخوش تبدل و دیگرشدن است

 و هر روز رنگی و جلوه‌ای می‌گیرد و نباید

 انتظار ثبات و قرار و مانایی از این سپهر گردان و

چرخ دوّار داشت.

سعدی می‌گفت:

درخت قد صنوبر خرام انسان را 

  مدام رونق نوباوه‌ی جوانی نیست


گلی است خرم و خندان و تازه و خوشبوی 

  ولیک امید ثباتش چنانکه دانی نیست


دوام پرورش اندر کنار مادر دهر      

   طمع مکن که درو بوی مهربانی نیست


مباش غره و غافل چو میش سر در پیش  

        که در طبیعت این گرگ گله‌بانی نیست


چه حاجتست عیان را به استماع بیان؟          

   که بی‌وفایی دور فلک، نهانی نیست


کدام باد بهاری وزید در آفاق    

    که باز در عقب‌اش نِکبتی خزانی نیست؟


توجه به همین نکته باعث می‌شود تاب آوردن ناگواری‌ها و

مصائب بر آدمی آسان شود. غم خوردن بر چیزی که

ثباتی ندارد و در جهانی که احوال‌اش را هیچ تضمینی نیست،

کار عبث و بیهوده‌ای است. وقتی خیام توصیه می‌کند

که غم مخور، علت‌اش را گذرایی جهان می‌داند: برخیز و

مخور غم جهان گذران...


در مثنوی می‌خوانیم:


 هرچه از وی شاد گردی در جهان         

  از فراق او بیندیش آن زمان


زانچ گشتی شاد بس کس شاد شد

        آخر از وی جست و همچون باد شد


 از تو هم بجهد تو دل بر وی منه   

         پیش از آن کو بجهد از وی تو بجه


   [مثنوی: دفتر سوم]


در این طرز نگاه، وقتی با غم و امر ناگواری رویارو می‌شویم با

عطف نظر به اصل بی‌ٍثباتی و نامانایی هر چیز، خاطر خود

را تسلی می‌دهیم و می‌گوییم: این نیز بگذرد...

معلوم نیست در پس این غم چه در انتظار من نشسته است

و آنچه امروز در نگاه من ناگوار است فردا چه پی‌آمدها

و نتائجی به دنبال خواهد داشت.

با خود می‌گوییم می‌گذرد و همین که می‌گذرد خوب است.

حافظ از همین منظر و چشم‌انداز به زندگی می‌نگرد:


حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است

بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم


یا چنان که سعدی می‌گفت:


   ای پادشاه شهر چو وقتت فرا رسد 

                    تو نیز با گدای محلت برابری


مرور این اندیشه همیشه خاطر ناکامان را تسلی می‌دهد.

پربیراه هم نیست و واجد منطقی قابل دفاع است.

برخی از شعرهای خیام همین  خاصیت را برای ما دارند

و قدری ناکامی‌های ما را التیام می‌د


     آن قصر که جمشید در او جام گرفت

    آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت


   بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر 

    دیدی که چگونه گور، بهرام گرفت

-

    آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو    

                   بر درگه او شهان نهادندی رو


      دیدیم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای  

                      بنشسته همی گفت که کوکو کوکو


این تقدیر ناگزیر که به یکسان بر پیشانی همگان نقش بسته

و سرنوشت محتوم همه‌ی ماست، گر چه از وجهی غم‌

باری‌هایی دارد،‌ اما خاصیت تسلی‌ بخشی و التیام‌دهی

هم دارد.

ما خیلی‌چیزها را می‌دانیم و اگر از ما بپرسند پاسخ درست

می‌دهیم اما غرقه در اشتغالات زندگی از آن‌ها غفلت می‌کنیم

و جوری زندگی می‌کنیم که انگار چنین حقیقتی وجود ندارد.

در واقع مشکل ما در این زمینه ناباوری نیست

، بلکه عدم حضور و فراموشی است. در قرآن با استفاده

از مثال‌های عینی  و ملموسی این تمرین معنوی و آموزه‌ی

ارزنده ارائه شده است:


 (اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَینَکمْ

وَتَکاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ  وَالْأَوْلَادِ کمَثَلِ غَیثٍ أَعْجَبَ الْکفَّارَ

نَبَاتُهُ ثُمَّ یهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یکونُ حُطَامًا...)


[حدید:20]


«بدانید که همانا زندگانی دنیا بازیچه و سرگرمی، و زیور و

فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و اولاد

است، همانند بارانی که کشاورزان را گیاه آن خوش آید،

سپس پژمرده شود و آن را زرد شده بینی، سپس خرد

و ریز شود»


برگرفته از وب سایت دکتر محمود ویسی




شنبه 22 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

دل آزرده مادر ..

کلمات کلیدی : حکایت مادر در گلستان سعدی , چه خوش گفت زالی به فرزند خویش ,


وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم

دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی‌گفت:

مگر خُردی فراموش کردی که درشتی میکنی؟


چه خوش گفت : زالی به فرزند خویش

چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن


گر از عهد خردیت یاد آمدی

که بیچاره بودی در آغوش من


نکردی در این روز بر من جفا

که تو شیر مردی و من پیرزن .


گلستان سعدی




جمعه 21 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

حدیث

کلمات کلیدی : حدیث پیامبر , تبلیغ دین خدا ,




جمعه 21 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

جابر رضی الله عنه از ....

کلمات کلیدی : بسم الله ولجنا و بسم الله خرجنا علی ربنا توکلنا , معنی بسم الله ولجنا و بسم الله خرجنا علی ربنا توکلنا , جابر رضی الله عنه از ,


پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم  روایت نموده

 که فرمودند : هرگاه شخص داخل منزل خود شد و

 خدا را یاد کرد و نام برد وقت ورود به منزل و وقت خوردن .

 شیطان به عوان و اتباعش گوید : که منزل شب و شام

 برای شما نیست و اگر وارد شد و خدا را وقت ورود نام نبرد .

 شیطان گوید : منزل را پیدا کردید و اگر هنگام صرف شام 

بسم الله نگفت . گوید : منزل و شام را به دست آوردید ...


پناه بر الله متعال از شر شیطان ....


و اکنون  دعای ورود به منزل :

بسم الله ولجنا و بسم الله خرجنا علی ربنا توکلنا

یعنی : با نام خدا وارد می شویم و با نام خدا خارج

می شویم و بر پروردگارمان توکل میکنیم .





پنجشنبه 20 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

یادمون باشه...

کلمات کلیدی : یادمون باشه ,


 سرانجام  روزی به حکمت همه ی اتفاقات زندگی پی

خواهیم برد...

پس فعلا به سردرگمی‌ها بخندیم

از میان اشک‌ها لبخند بزنیم

و همواره به خودمان یادآوری کنیم

که پس از هر سختی، آسانی خواهد بود.


پنجشنبه 20 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

او مصلحت تو از تو بهتر داند ..

کلمات کلیدی : او مصلحت تو از تو بهتر داند .. , کلیات سعدی ص 92 بر اساس نسخه ی نیکلسون . ,


موسی علیه السلام انسان فقیر و درویش ی را دید که

 از فقر و نداری به ستوه آمده بود  پس درویش به

موسی گفت : ای موسی دعا کن تا خدا عزوجل

 مرا کفافی دهدکه از بی طاقتی به جان آمدم .

 موسی دعا کرد و برفت .


پس از چتد روزی که باز آمد از مناجات ،  مرد را دید

گرفتار و خلقی انبوه برو گرد آمده بودند . موسی گفت :

این چه حالت است ؟گفتند : این مرد خمر خورده و عربده

 کرده و کسی را کشته . اکنون  قصاص اش می کنند .

گربه ی مسکین اگر پر داشتی / تخم گنجشک از جهان برداشتی

عاجز ، باشد که دست قوت یابد / برخیزد و دست عاجزان  برتابد .

پس موسی علیه السلام به حکمت جهان آفرین اقرار کرد

 و از تجاسر خویش استغفار .

آن نشنیدی که فلاطون چه گفت / مور همان به که نباشد پرش .


پدر را عسل بسیار ست  ولی پسر گرمی دارست .


آنکس که توانگرت نمی گرداند / او مصلحت تو از تو بهتر داند .


کلیات سعدی ص 92 بر اساس نسخه ی نیکلسون .

 


یکشنبه 16 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

شعر ناب پاییزی



ما را چه به مهتاب که ما تیره و تاریم

در موسم پاییز ، چونان ابر بهاریم

محبوبه و مینا به کجا ای گل مریم

ما بذر نداریم که یک لاله بکاریم



یکشنبه 16 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

سبحان الله و بحمده

کلمات کلیدی : سبحان الله و بحمده سبحان الله العظیم ,


سبحان الله العظیم


سبحان الله عدد ما خلق


چهارشنبه 12 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

سلام دوستان



مدتی است که سیستم کامپیوتر بهم ریخته بود،

 مجبور شدیم بفرستیم واسه تعمیر 

به خاطر همین منم با گوشی، وبلاگم رو

 به روز رسانی می کردم  . اگر ایرادی 

در تایپ و بارگزاری عکس ها دیدید ،....

 ببخشید 


سه شنبه 11 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

دعا

کلمات کلیدی : دعا و ذکر , تصویر لا اله الا الله ,


لا إله الّا اللهُ وحدهُ لا شریك له،لهُ الملكُ و لهُ الحمدُ

،یُحی و یُمیتُ بیده الخیرُ،
و هُو على كُل شیءٍ قدیرٌ

، سبحان الله،

و الحمدُ لله،

واللهُ اكبرُ،

و لا حول ولا قُوّة إلّا بالله العلیّ العظیم 

خو عدد


دوشنبه 10 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

دلتون شاد

کلمات کلیدی : جوانرود از نمایی دیگر , تصویری زیبا ,


شب تون قشنگ

دلتون شاد

عاقبت تون بخیر



دوشنبه 10 مهر 1396
ن : مادر جوانرودی نظرات

قانون کارما

کلمات کلیدی : قانون کارما , حکایتی جالب ,



شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد :

ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺑﻮﺩﻡ٬اﻧﺪﯾﺸﻪ ﻣﻜﺮﻭﻫﯽ ﺩﺭ ﺫﻫﻨﻢ

 ﮔﺬﺷﺖ بلاﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﻛﺮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ

 ﺭﺍﻫﻢ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﻗﺪﺭﯼ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺷﺘﺮﻫﺎﯾﯽ 

ﻗﻄﺎﺭ ﻭﺍﺭ ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭﻡ ﻣﯽﮔﺬﺷﺘﻨﺪ

ﻧﺎﮔﺎﻩ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺷﺘﺮﻫﺎ ﻟﮕﺪﯼ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ 

ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻛﻨﺎﺭ ﻧﻤﯽﻛﺸﯿﺪﻡ،ﺧﻄﺮﻧﺎک ﺑﻮﺩ

ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﻓﻜﺮ ﻣﯽﻛﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺣﺴﺎﺏ ﺩﺍﺭﺩ

ﺍﯾﻦ ﻟﮕﺪ ﺷﺘﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ؟!

ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﻣﻌﻨﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ:

ﺷﯿﺦ ! ﺁﻥ ﻟﮕﺪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ی ﺁﻥ ﻓﻜﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻛﺮﺩﯼ

ﮔﻔﺘﻢ:آخرﻣﻦ ﻛﻪ ﺧﻄﺎﯾﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺪﺍﺩﻡ

ﮔﻔﺘﻨﺪ: خب ﻟﮕﺪ ﺷﺘﺮ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺭﺩ

ﻗﺎﻧﻮﻥ ﮐﺎﺭﻣﺎ ﺩﺭ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ
 
ﺣﺘﯽ ﯾﮏ تفکر منفی هم می تواند تاثیر منفی

 ایجاد کند.