سه شنبه 25 تیر 1392
ن : ماریا منوچهری نظرات

حضرت ابراهیم و همسرش سارا

کلمات کلیدی : حضرت ابراهیم و سارا . حضرت هاجر ,


از ابوهریره روایت است که نبی اکرم  ص فرمود : ابراهیم با همسرش سارا

 هجرت کرد و وارد شهری شد که پادشاه ستمگری در انجا حکومت میکرد .

به پادشاه گفتند ، که ابراهیم با زنی بسیار زیبا ، وارد شهر شده است .

 پادشاه کسی را نزد ابر اهیم فرستاد و از او پرسید :این زن همراه تو است ،

 چه کسی است ؟ ابراهیم گفت خواهر من است . سپس به سوی سارا

 برگشت و گفت : سخن مرا تکذیب نکن . به خدا سوگند که روی زمین مومنی

 بجز من و تو وجود ندارد سپس سارا  را  نزد  پادشاه فرستاد . پادشاه برخاست

تا به سارا نزدیک شود . سارا نیز برخاست و وضو گرفت و نماز خواند و دعا کرد :

پروردگارا این کافر را بر من مسلط نگردان . پادشاه که قصد سارا را کرده بود ، ناگهان

 به زمین افتاد ، خرخر کرد و پایش را حرکت می داد . در اینجا سارا نگران شد

گفت پروردگارا  اگر او الان بمیرد مرگش را به من نسبت می دهند . سپس ان حالت

برطرف گردید پادشاه دوباره قصد او نمود ، باری دیگر سارا دعا کرد : خدایا این کافر را بر

 من مسلط نگردان . پادشاه دوباره گرفتار حالت قبلی شد . سارا باز ترسید گفت خدایا اگر

بمیرد مرا متهم به قتل او خواهند کرد بار دیگر پادشاه سالم شد . این جریان دو سه بار اتفاق


 افتاد . انگاه پادشاه گفت : بخدا سوگند شما شیطانی را نزد من اورده اید ، او را نزد ابراهیم

برگردانید و هاجر را( که کنیزش بود ) به سارا بدهید .سارا نزد ابراهیم برگشت و گفت : دیدی

 که خداوند ان کافر را ذلیل کرد و علاوه بر ا
ن کنیزی به ما عنایت فرمود .

مختصرصحیح بخاری . باب 52





می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فی ظلال القران -
سلاو و ریز بو ئیوه ی ئازیز
سه ر چاو خویشكی به ریز
به شانازیه وه له لایان ئیمه وه لینك دران
له پینای الله
ماریا منوچهری پاسخ داد:
سلام بر شما برادر بزرگوار . ممنون . دستتون درد نکنه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.