سه شنبه 1 خرداد 1397
ن : مادر جوانرودی نظرات

جالب و خواندنی

کلمات کلیدی : قلعه ی حیوانات , جالب و خواندنی ,


احتمالا کتاب (قلعه ی حیوانات)  نوشته ی جورج اورول را

خوانده اید 

ماجرای این کتاب ، داستان حیوانات  یک مزرعه  علیه 

ارباب زورگو ست . حیوانات دست به دست هم می دهند و ارباب

و خانواده اش  را از مزرعه  بیرون میکنند و خود مدیریت مزرعه

را به دست میگیرند .

اولین کار آنها پس از پیروزیشان  تنظیم عهد نامه ای است

که طبق آن  همه ی حیوانات با هم برابرند و هیچ کس حق

ندارد  خود را ارباب و مالک دیگران بداند ، اما چیزی نمیگذرد

که خوکی  که مدیریت  مزرعه را به دست گرفته  است ، آرام آرام

عهدنامه را تغییر می دهد و برای خود و اطرافیانش حقوق و

امتیازات ویژه ای  وضع میکند ، در این میان ،اسبی  در این

مزرعه زندگی میکند  به نام ( باکستر)  که به لحاظ

خوش خلقی ، صبوری و پشتکار  ، مورد احترام  همه ی

حیوانات است . اسب سمبل و نماد نجابت است .

حیوانات از او می خواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط

جدید  تصمیم بگیرند  اما باکستر سخت مشغول کار است

و به اطرافش توجهی ندارد . شعار او اینست : من کار میکنم ! .

و احساس میکند که باید کار خود را به   بهترین شکل انجام

دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد .  گرچه باکستر

  میتوانست  از اتفاق وحشتناکی  که در قلعه ی حیوانات

رخ میداد جلوگیری کند ، چنان سرش به کارش گرم بود

  که فقط  هنگامی از تغییرات  باخبر شد  که خوک  حاکم ،

  او را به یک سلاخ فروخت .

اولویت بندی  از مهمترین  مهارتهای  زندگیست . شما هرچقدر

زیبا ویولن  بنوازید  ،  در یک قایق در حال غرق شدن ، ویولن

نواختن در اولویت قرار ندارد .  در یک مزرعه ی در حال سوختن ،

سم پاشی و آفت زدایی در اولویت قرار ندارد .


کارل مارکس  فیلسوف آلمانی ،  یکی از افسونهای

جامعه ی سرمایه داری را تخصصی شدن  میداند .

هر کس چنان سرش به کار و تخصص خود گرم است 

که فراموش میکند  کل این جامعه  به کدام سو حرکت میکند .

باهوش ترین و سخت کوش ترین  آدم ها گرفتار  الگوی

باکستر  میشوند و

مسایل کلان اجتماعی را از یاد میبرند .



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.